Crown

Crown~

Crown~

P1
فلش بک به چهار سال پیش;

خونه قدیمی مامان و بابا، بوی چوب سوخته، قاب عکس خاک خورده با عکس جوونی مامان و بابا با یه نوزاد تو بغلشون.

نوزادی که فقط توی دوره نوزادیش خوشحال بوده و الان شده یه دختر که مثل یه پنجره کدر شکسته س که دیگه هیچ نوری ازش عبور نمیکنه
دیار ۲۲ ساله، پنج سال بود که جای خالی مادرش رو حس میکرد
ولی داغ از دست دادن پدرش، مثل قطره ابی که رو جسم داغ میفته و میجوشه، براش درد داشت

عرق سرد رو پیشونیش، صدای گریه الکی ادمای حریصی که دنبال مرگ پدرش بودن، سوزش لثه چشمش و پارگی لب هاش
همشون مثل یه تیغ رو پوستش بودن
همونقدر دردناک، همونقدر در نظر کوچیک ولی در واقعیت اذیت کننده.

بی اشتهایی رومخ و ضعیفی جسمش ترکیب خوبی نبودن برای دیاری که همه بار هارو خودش به دوش میکشید.
دیدگاه ها (۹)

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

KIM V

کت کوتاه و بنفش بی حالی پوشیدم با شلوار همون رنگی....خم که م...

خداحافظ ای عشق قدیمی

«عشق نافرجام من»

p49چند سال بعد...غروب آرامی روی عمارت جئون نشسته بود.جونگکوک...

سلام بچهها لطفا متن زیر رو تا اخر بخونید⬇ ⬇ بخونید من لایک ...

پارت شصت و ششرمان دیدن دوباره ی توپنج سال بعد... #ستاره مان...

پارسال این موقع حامیم درگیر کنسرت هاش بود 🤍🤍یکی بود یکی نبود...

آب و هوای زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط