پرواز قوها

" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۷۶

ویو راوی
نورا با ذوق و شوق از خونه خارج شد و به سمت آرایشگاه رفت و توی راه با خودش فکر میکرد که وقتی رفت اونجا چیکار کنه و چی بگه ، تا اینکه بلاخره به آرایشگاه رسید و وارد شد

چند قدمی که برداشت با چشمای گرد شده به فضای گرم و دنج آرایشگاه نگاه کرد که خانومی که پشت میز نشسته بود گفت

... : سلام عزیزم ......نوبت داشتی ؟

+امممم نه

... : اهان .....پس یه چند دقیقه صبر نکن ببینم چیکار میتونی کنم

+چشم ....فقط من این کارت رو داشتم بهم گفتن وقتی اومدم اینجا اینو بدم

نورا کارت رو به خانوم داد و خانم نگاهی به کارت کرد و گفت

... : اهان کارت وی ای پی دارین .....پس همراهم تشریف بیارین

نورا که نمیدونست قضیه چیه پشت سرش راه افتاد و بعد از چند دقیقه یکی از میزها رسیدن که خانومی نشسته بود و میزش رو تمیز میکرد

... : ماریا میتونی خانوم رو راهنمایی کنی

ماریا = البته عزیزم تو برو به کارت برس

ماریا این حرف رو زد و به سمت نورا اومد

ماریا = سلام قشنگم .......بگو چیکار میخوای برات انجام بدم

+ راستش نمیدونم باید چیکار کنم

ماریا = خب عزیزم ما اینجا ، آرایش داریم ، شنیون مو داریم ، کاشت ناخون داریم ، سشوار داریم ، تو کدومشون رو میخوای

+ امممممم .......راستش مهمونی فرداست الان هر کدوم رو انجام بدم برای فردا نمیمونه پس اگر میشه همون کاشت ناخن رو انجام بدید

ماریا = چشم عزیزم بیا اینجا بشین

نورا پشت میز نشست و ماریا هم بعد از اینکه نورا نشست پشت همون میز نشست و آلبومی رو از کنارش برداشت و به نورا داد

ماریا = خب عزیزم ببین چه رنگی میخوای من همونو برات انجام بدم

نورا چشمی بین رنگ های توی آلبوم کرد و در اخر رنگی که تهیونگ بهشون گفته بود رو انتخاب کرد

+اینو میخوام

ماریا با تکون دادن سرش حرف نورا رو تأیید کرد و شروع به کار کرد


بعد از مدتی کار نورا تموم شد و ماریا گفت

ماریا = تموم شد عزیزم

نورا نگاهی به ناخناش کرد و گفت

+خیلی خوشگل شده ، دستتون درد نکنه

ماریا = خواهش میکنم عزیزم ، قابلی نداشت

نورا از جاش بلند شد و بعد از خداحافظی با ماریا به سمت خانومی که پشت میز نشسته بود رفت و گفت

+خیلی ممنونم ازتون ......چه قدر باید خدمتتون بدم

خانوم از پشت میزش بلند شد و دست نورا رو گرفت و گفت

... : نمیخواد عزیزم

+نه باید بدم بهتون اینجوری نمیشه

... : عزیزم من شوهرم تو چاپخونه شما کار میکنه از همونجا هم پول میگیری من دیگه نمیتونم از شما پولی بگیریم .........در ضمن ناخن هاتم خیلی خوشگل شده

نورا خنده ای کرد و بلاخره قانع شد تا پولی بهشون نده و بعد از خداحافظی از اونجا خارج شد و..........................
دیدگاه ها (۰)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:2ویو «سلین»از پله ها اومدم پایین ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

رومان عشق پنهانی (پارت3)

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 5صبح روز بعدآرین زودتر از بقیه بیدار شده بود ...

درخواستی بانو ( https://wisgoon.com/989309_7483)خب خب بریمفن...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۵ویو لیاـبالاخره جلوی خونه رس...

گل خونی پارت 50- باشع خداحافظ عزیزمجونگکوک گوشی رو قطع کرد ر...

part 70جیهوپ بعد از چند دقیقه رانندگی جلوی در بیمارستان پارک...

عاشقم باش Part 53

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط