{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکم زیبایی ببینیم باهم ☝💙🌹🕊🙌

زندگی باید اینجوری بگذره:
یه خونه باشه با یه ایوون بزرگ؛
لبه ایوون پر از گلدون هایی باشه که مادربزرگ عاشقشونه و صبح به صبح قبل بیدار شدن اهل خونه، قربون صدقشون میره و بهشون آب میده...
یه حیاط پر از درخت باشه و یه حوض آبی تازه رنگ شده وسط حیاط که شبها، عکس ماه بیفته داخلش! یه تخت کنار ایوون زیر پنجره باشه و یه لحاف سنگین... از همون لحاف هایی که وقتی میندازی روت نمیشه نفس کشید! از همونایی که بوی نم و عطر خاص جا رختخوابی رو میده...
بعدِ یه روز بالا و پایین کردن حیاط و نشستن کنار حوض و بازی کردن با ماهی ها،
شب بخوابی تو همون ایوون و زیر اون لحاف سنگین دست دوز مادربزرگ. بین گرم و سرد شدن و تاب خوردن زیر لحاف خوابت ببره. صبح با بوی نم بارون بلند شی؛
وقتی چشماتو باز میکنی انقد ذوق کنی که دلت بخواد بخوابی و دوباره صبح بشه...
‌
#به_وقت_زمستان_۱۴۰۱
#محمد_صفری
#نورااا_سادات
#کافه_عشق
#کافه_زندگی
#کافه_بارانی
#مازندران
#شهسوار
#کپی_ممنوع
دیدگاه ها (۷۱)

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

#in_your_eyespart_9۶ویو کایلا "یک ماه بعد"با صدای آلارم گ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

«رایحه پنهان»صبح‌ها، جونگ‌هیون همیشه قبل از بقیه بیدار می‌شد...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو میکا_____وارد سالن ...

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط