بم‌گفت‌چ

بھم‌گفت:ڪھ‌چۍ؟

بھم‌گفت:ڪھ‌چۍ؟
هعۍشھید
جانباز....جانباز
خب‌میخواستن ڪھ‌نرن‌
ڪسۍ مجبورشون‌ڪردھ‌بود؟
گفتم‌:اتفاقاارھ؛مجبورشون‌ کردن
گفت:ڪۍمجبورشون ڪرد؟
گفتم‌:همونۍڪھ‌توواَمسال‌تو‌ندارے
گفت:من؟؟چی‌رونداریم
گفتم‌:غیرت‌
مشتۍفقط‌غیرت..(:✌️🏿
#شهید
#شهید_گمنام🕊
#شهدای_مدافع_حرم
#مرد_غیرت
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

پسر بد (67)

★دستبند ما؟!...p¹چند روز بود که با یک مرد خوشتیپ قرار میزاشت...

My lovely neighbor part : 87

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

part52. . + خب میلک شیک ها برا شما اینام برا مابوم بعد برداش...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

هرچقدر گزارش کنی بازم می‌زارم مکالمه هاشون : جیمی: لیسا، خوش...

#تجربه_من ۱۳۷۰#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری_بهنگام#تحصیل #د...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط