{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مربی بوکس من

فیک مربی بوکس من
پارت ۴

ویو ا/ت
داشتم حرکات کششی انجام می‌دادم که دیدم بهم زل زده نمیدونم چرا ولی هرکی بهم نگاه میکنه سریع استرس میگیرم و دستم شروع میکنه به لرزیدن و عرق میکنه یه لحظه از جام بلند شدم و رفتم پیشش

ویو کوک
چه دختر خوشگلیه چقدر دختر ارومیه به کسی گیر نمیده
یهو دیدم از جاش بلند شد و اومد سمتم
ا/ت:خب الان بدنم گرمه
کوک:خب باشه بیا تا بهت برنامه ورزشیت و بدم
ا/ت:چشم استاد
رفتم دنبالش
کوک: جلوی این کیسه وایسا
ا/ت:چشم
جلوی کیسه وایستادم که یهو ازم پرسید کمربند چه رنگیه؟
ا/ت:زرد
کوک:(با یه پوزخند)آهان خب حالا بیا تمرین و شروع کنیم من به کسی آسون نمیگیرما!
ا/ت:خب میدونم
کوک: حالا هر ضربه ای که به کیسه میزنی محکم نباشه من باید ده تا مشت محکم به شکمت بزنم!

ویو ا/ت
همین که این حرف و زد انگار یه آب سرد و ریختن روی من با خودم گفتم استاد من توی ایران اینجوری تمرین نمی‌داد چه غلطی کردم که اومدم اینجا

کوک: حالا شروع کن هر حرکت و گفتم باید بزنی!
ا/ت:چشم استاد
شکمم هنوز درد میکرد اما به کارم ادامه دادم شروع کروم به حرکت زدن روی کیسه
کوک:خوب نمیزنی!گفتم محکم!!!!!!(با داد)
ا/ت:(خیلی اروم )استاد از این محکم تر؟
که دیدم یهو با داد وحشتناک گفت......


ممنون از حمایت هاتون♡
دیدگاه ها (۱۷)

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

تکپارتی جونگ کوک

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

تک پارتی کاراسو

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

ددی خون آشام من

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط