رمان رویای من

رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۱۸

دیانا، استاددد😳

ارسلان، چیهه

دیانا، بشینم پیش پسر من. من اگر همیشه ته بشینم هیچ وقت نمیرم پیش پسر عیش

ارسلان، سمیه که قبول کرد پیش سینا نشست

دیانا، اون دوست داره بشینه من دوست ندارم

ارسلان، بشین سمیه الان با سینا رله شاید توام شدی

دیانا، من تا الان رل نداشتم و ندارم

ارسلان، نمیخوای داشته باشی

دیانا، آخه عزیز من من باید کیسم و پیدا کنم

ارسلان، آخه عزیز من نمیشه که ته بشینی

دیانا، عزیز من میشه

ارسلان، عزیزمن نمیشه

دیانا، عزیزمن میشهه

ارسلان، عزیزمن خیلی لجبازی
دیدگاه ها (۴)

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

رمان دنیای من پارت ۷دیانا، اون کتو شلوار رو ورداشتم با چند...

دیانا: ارسلان ارسلان: جانم دیانا: میشه بریم بیرون یه دور بزن...

پارت 109

گناهکار

گناهکار

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

#زیباترین_عشق#پارت_۷۶دیانا _هوی رضارضا _هومدیانا _چته باو بی...

پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط