گناهکار

دیانا. بلند شدم. و. پروانه منو برد کلی جا ها. از ابمیوه و خوراکی........ خلاصه خیلی خوش گذشت ..... رفتم خونه پروانه خیلی بزرگ و قشنگ بود.
پروانه. خب. خب. خوش اومدی. به خونه من.
دیانا... واقعا قشنگه.
پروانه. دیدی فراموشش کردی.
دیانا. کیرو.ارسلان و میگی.
پروانه. هوم. بشین برم یه قهوه بیارم.....
دیانا. باش.
نیکا. داداش هر چقدر گوشیشو میگیرم جواب نمیده.
ارسلان. کدوم گوری رفته خب.
متین شاید رفته از تهران بیرون
عصمت. نه. نگران نباشید... الاناکه بیاد خونه دیگه.
ارسلان. نیستش. اگه می اومد. الان پیداش میشد.
عصمت. منم. باید برم. 7 شبه..... کاری. نداری پسرم. از دیانا خبری شد بهم زنگ بزن.
ارسلان نه خاله. ممنون.....
نیکا خداحافظ.
متین. خداحافظ خاله.
عصمت. خداحافظ. همگی...
ارسلان. پففف.
نیکا.. رفتم جلو ارسلان نشستم. ارسلان برو دنبالش بگرد پیداش کردی سعی کن حس واقعی تو بگی.
ارسلان... کاش... بشه. نیکا.
متین. ده. پسر پاشو.... برو. همه. چیزو. ثابت کن....
ارسلان. برم.....!
نیکا. اع. پاشو.
ارسلان بلند شدم و تند کتمو برداشتم. ماشین و روشن کردم و رفتم.
دیانا. تا ساعتای 9 بود که پروانه مسخره بازی در میاورد منم میخندیدم.
پروانه. وای پاره شدیم. پاشو.
دیانا کجا.
پروانه. اعا. خانوم تازه میگه کجاااا.
دیانا راست میگم کجا.
پروانه. به مهمونی که حالت جا بیاد.
دیانا زده به سرت. نه بابا. خودت. برو.
پروانه. دیانا میزنمتا. پاشو..
دیانا. لباس.... ندارم. حالم ندارم ولش. بشینم فکر کنم باید چه خاکی تو سرم بریزم.
پروانه. واع. پاشو اگه حالت خوب نشد هر چی میخوای بگو.
دیانا... بابا لباسم ندارم.
پروانه. پاشو یه لباسای بهت بدم. میریم.
دیانا. بش.رفتم دنبال پروانه داخل اتاق همه لباسارو انداخت رو تخت.
پروانه. هر. کدوم. که. دلت. میخواد.
دیانا اون طوسیه.
پروانه. اره اون خیلی بازه ولی محشره تو تنت.
دیانا. هوم
پروانه بپوش. من لوازم ارایش بیارم. بعد که اماده شدیم بریم.
دیانا. باش.. ع
پروانه عالیه.... رفتم لباس مخصوص پوشیدم.. و رفتم داخل اتاق که ببینم دیانا چیکار کرده.
دیانا. لباسارو که پوشیدم رو تخت نشستم. منتظر پروانه موندم.
پروانه. خب. چیکار کردی...... به به چه خوشگلم شده. بیا ارایش کنیم بریم دیره.
دیانا.... باشه.
ارسلان. کل خیابون ها رو میگشتم اما خبری... از دیانا نبود. هوف کجایی دختر..... گوشیمو برداشتم بهش زنگ زدم....
دیانا..... داشتم ارایش میکردم... که. گوشیم زنگ خورد.... رفتم از رو تخت برداشتم..... ا. رسلان.
پروانه. من که امادم.کیه.
دیانا. ارسلان🙂
پروانه. اواع.ارسلان...... جواب ندی یا.
دیانا پروانه بزار جواب بدم نرو خدا. نگران میشه.
پروانه. نگران میشه که بشه ولش.
دیانا. گوشیم و گذاشتم و رفتم رو... تا بقیه کارمو بکنم.
ارسلان. لعنتی.... بردار. دیانا....... اعععععع.ماشینو نگه داشتم... سرمو محکم کوبیدم. به فرمون..... اخه دختر چه غلطی کردم که جواب تلفونمو نمیدی
دیدگاه ها (۴۱۷)

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

Do I love him, or do I hate him?P:⁹استاد:سعی کن مدیریت رو به...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

پارت ۳۷

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

اجبار به بد بختی پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط