مثل یه کابوسه

مثل یه کابوسه....

مثل یه کابوسه....
دلم میخواد چشامو باز کنم با وحشت به اطرافم خیره بشم به صحفه گوشیم زل بزنم با ترس و لرز تندتند قفل گوشیمو باز کنم بیام توصحفه چتت اخرین پیامت که مال چندساعت پیش شب بخیر بوده ببینمو ازته دلم یه نفس عمیق بکشم و بفهمم همش خواب بوده بفهمم هنوزم کنارمی بدونم هنوزم میتونم بغلت کنم میتونم دستات رو حس کنم دوربدنم میتونم لبات رو روی لبام حس کنم....
دلم میخواد تندتند برات ازخواب بدم تایپ کنمو گریه کنمو بگم میترسم اگر نباشی چیکارکنم...
ولی هیچ کدوم ازاینا خواب نیست این دفعه واقعا دیگه کنارم نیستی واقعا دیگع دستات مال من نیست واقعا دیگه بغلت نیست کع توش اروم بگیرم و.....
حس میکنم دارم میمیرم و انقدر حالم بدع که حتی نمیتونم توصیف کنم نمیتونم تایپ کنم.....

و ای کاش صبحی نباشع واسع دیدن این دنیا تخمی....
دیدگاه ها (۰)

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖠𝖼𝗁è𝗍𝖾 𝗆𝗈𝗂 𝗎𝗇 𝗌𝖺𝖼 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖾𝗅l  ۪ׅ  ࣭࣪𝂅𖹭 🇨🇵ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖨'𝖫𝖫  𝖬𝖠𝖪...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p24ا.ت: باشه من باهاش مش...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

#برادر ناتنی من

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط