منتشر شده از جیهوپ روز کنسرتی که فهمید مامانبزرگش فوت کر

منتشر شده از جیهوپ "روز کنسرتی که فهمید مامانبزرگش فوت کر

منتشر شده از جیهوپ "روز کنسرتی که فهمید مامانبزرگش فوت کرده"


بچم با وجود اینکه خیلی ناراحت بود و بغض کرده بود.، باز بخاطر آرمی سعی میکرد لبخند بزنه:) 🖤🩶
دیدگاه ها (۰)

توضيحات: روز تولد ای ان مادربزرگش که خیلی دوست اش داشت فوت ک...

رمان بدون منپارت ۲رزی رمز گوشیه دوست پسرش و چند روز بود که ف...

part 71وقتی داشتن میرفتن از اتاق بیرون دکتر جیهوپ رو صدا زد....

چند پارتی(درخواستی)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۷(last part)۱ ماه بعد...تو این یک ماه ا...

# قولی_که_شکست ###پارت ۵ تهیونگ گفت : _اره .. ولی شِش هاشو ...

پارت ۱شوگا فقط ۴ سالش بود و خانواده و روز های خیلی خوبی داشت...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p22اما جونگکوک نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط