به زیباییه مشکی
𝐀𝐬 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐚𝐬 𝐛𝐥𝐚𝐜𝐤
#به_زیباییه_مشکی.
پارت۲۷
+حیحی مبارکه
_چی بگم بهت
+عوضی باید برم بای بای
_بای
/پایان مکالمه/
_دختره ی.....
~داداش تو دو دقیقه پیش میخواستی ما رو جر بدیا الان چیز شده که...
_بیخیال تهیونگ
~باشششششششش
ویو کوک
ای عوضی کوچولو پس تو بودی؟
هدیه...
بهم میگه تریاک فروش...
از دست تو ات....
چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بردارم؟ ها؟
دیونه شدی پسر...اره دویونه شدم
من از کسی خوشم نمیاد (واکنش ارمیا فعک نکنم🗿🔪)
امکان اصلا نداره....اَه بسه دیگه
باید برگردم خونه....
@پسر اومدی؟ چرا انقدر عجله داشتی؟
_هیچی مامان یه کار پیش اومده بود
@باشه عزیزم
@راستی کوک عروسمون قشنگه نه؟
لیندا:
کوک خواست حرف بزنه که مادرش انگشتشو گذاشت جلو لباش و گفت
@بشین مگه میخوای فرار کنی
_خب اره قشنگه
@دوستش داری؟
_چی؟...معلومه که نه اجباریه ازدواجمون
مادر کوک زیر لب گفت:
«معلومه»
/خونه ی خاندان کیم/
....
ادامه دارد...
ببخشید چند وقت نبودم امتحانام زیاده وقتم خالی شه هر وقت من پارت میزارم🎀
#به_زیباییه_مشکی.
پارت۲۷
+حیحی مبارکه
_چی بگم بهت
+عوضی باید برم بای بای
_بای
/پایان مکالمه/
_دختره ی.....
~داداش تو دو دقیقه پیش میخواستی ما رو جر بدیا الان چیز شده که...
_بیخیال تهیونگ
~باشششششششش
ویو کوک
ای عوضی کوچولو پس تو بودی؟
هدیه...
بهم میگه تریاک فروش...
از دست تو ات....
چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بردارم؟ ها؟
دیونه شدی پسر...اره دویونه شدم
من از کسی خوشم نمیاد (واکنش ارمیا فعک نکنم🗿🔪)
امکان اصلا نداره....اَه بسه دیگه
باید برگردم خونه....
@پسر اومدی؟ چرا انقدر عجله داشتی؟
_هیچی مامان یه کار پیش اومده بود
@باشه عزیزم
@راستی کوک عروسمون قشنگه نه؟
لیندا:
کوک خواست حرف بزنه که مادرش انگشتشو گذاشت جلو لباش و گفت
@بشین مگه میخوای فرار کنی
_خب اره قشنگه
@دوستش داری؟
_چی؟...معلومه که نه اجباریه ازدواجمون
مادر کوک زیر لب گفت:
«معلومه»
/خونه ی خاندان کیم/
....
ادامه دارد...
ببخشید چند وقت نبودم امتحانام زیاده وقتم خالی شه هر وقت من پارت میزارم🎀
- ۶۹۸
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط