{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟

🍒🌱این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟
من که امشب خوب بودم پس پریشانم چرا؟
باز هم از پنجره رفتم نگاه انداختم
آسمان صاف است پس من خیس بارانم چرا
خانه ام سقفش چرا اینقدر پایین آمده؟
بین این دیوارها درگیر زندانم چرا؟
من که با هر خاطره یک حبه اشک انداختم
تلخ تر دارد می آید فال فنجانم چرا؟
مثل این گل آخرش یک روز پرپر می شوم
دوستم دارد؟ ندارد؟ نه! نمی دانم چرا؟🍒🌱
سیده تکتم حسینی
دیدگاه ها (۵)

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟من که امشب خوب بودم پس...

مثل این گل آخرش یک روز پرپر می شومدوستم دارد؟ ندارد؟ نه ! نم...

قفلی شکست و در شب زندانم آمدیاز عمق شعرهای پریشانم آمدیشوقت ...

قفلی شکست و در شب زندانم آمدیاز عمق شعرهای پریشانم آمدی..شوق...

قفلی شکست و در شب زندانم آمدیاز عمق شعرهای پریشانم آمدی شوقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط