{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟

این همه دلشوره افتاده است بر جانم چرا؟
من که امشب خوب بودم پس پریشانم چرا؟

باز هم از پنجره رفتم نگاه انداختم
آسمان صاف است پس من خیس بارانم چرا؟

خانه ام سقفش چرا اینقدر پایین آمده؟
بین این دیوارها درگیر زندانم چرا؟

من که با هر خاطره یک دانه اشک انداختم
تلخ تر دارد می آید فال فنجانم چرا؟

مثل این گل آخرش یک روز پرپر می شوم
دوستم دارد؟ ندارد؟ نه! نمی دانم چرا؟.....
دیدگاه ها (۴)

😜

سلام صبح همه تون بخیروباعافیت وسرفرازی🤗 😊 😍 😍 😍

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

«مردی بین ما »پارت ۱۱: «دوگانگیِ زندگی» ماشین در سکوتی مطلق،...

قلب های مرده پارت ۵۹(گزارش شده بود)به جای اینکه به سمت اتاقم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط