سه نوجوان مخترع با دست‌هایی که هنوز رد جوهر خودکار

⁨ ⁨ سه نوجوانِ مخترع، با دست‌هایی که هنوز رد جوهر خودکار

⁨ ⁨ سه نوجوانِ مخترع، با دست‌هایی که هنوز رد جوهر خودکار دارد و ذهن‌هایی که از مرزهای دانش عبور کرده‌اند، از رقابت‌های جهانی در حوزه‌ی هوش مصنوعی و برنامه‌نویسی آمده بودند، اما وقتی حرف به استادشان رسید ، معلمی که روزی پای تخته‌ برایشان از الگوریتم حرف می‌زد و امروز، قاب عکسش کنار پرچم ایران است ، صدایشان لرزید، نگاه‌شان دوید روی میز، و بغض نشست روی جمله‌های نیمه‌کاره‌شان.

گفتند: «ما ادامه‌دهنده‌ی راه استاد شهیدمون هستیم…»

استادی که در تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک ایران، جانش را گذاشت تا چراغی بماند برای مسیر علم و عزت. حالا شاگردهایش، با لپ‌تاپ و تخته‌سفید و کُد، پا گذاشته‌اند در همان مسیر.
آن‌ها یاد گرفته‌اند که مبارزه، فقط در میدان جنگ نیست؛ گاهی در سکوت شبانه‌ی کامپیوتری روشن، گاهی در فهمیدن یک مسئله سخت، و گاهی در بغضی که نمی‌ذاره جمله‌ات تموم شه.

اینجا، علم سلاح شده و نوجوان‌ها، رزمنده‌اند. راه ادامه دارد…
دیدگاه ها (۰)

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

پارت ۱۹ — چند روز در روستایونگی مجبور شد چند روز در روستا بم...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو میکا_____ماشین از...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

قانون تو را قبول ندارد!https://farhikhteganonline.ir/news/25...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط