وای حاجی

وای حاجی

وای حاجی
صبح بابام ساعت 7 صبح بیدارم کرده میگه برو نونارو ببُر جابه جاشون کن
منم مث سگ خوابم میومد با کلی عاح ناله و کُلی بازی بازم اون برنده شد🌚
هیچی
نونارو بریدم ایلیا جابه جابشون کرد گفتم خب الان برای صبحانه زوده منم خوابم میاد
گفتن خب اوکی تا ساعت 8 9 میخوابیم بعد پامیشیم صبحانه میخوریم
اقا من رفتم خوابیدم
یه لحظه چشمامو باز دیدم یا علی یه سوسک اندازه کله من داره راست راست راه میره رو دیوار🐸
خودم چندشم میشد برا همین بابامو بیدار کردم
اونم یه جوراب برداشت بدون هیچ ترسی سوسکو گرفت تو مشتش له کرد بعد از بالکن پرتش کرد بیرون😀😀
چجوری نچسبید نمیدونم
بهد گفت صبحانه بخورین؟
گفتم خوابم میاد یه ربع دیگه
گشنش بود😭😂😂
حالا یه ربعمون شد یه ساعت
بعدش
یهو یه صدای شتلللللق* از پذیرایی اومد
من داشتم خواب میدیدم فکر کردم تو خواب شنیدمش🗿
بابام بیدارم کرد گفت کولرو خاموش کن فک کنم از کولر باشه
منم که گیج
اقا رفتم کولرو خاموش کنم...
دیدم ایلیا رو یجا میخکوب شده
ترسیده بود شدید
گفتم شاید جنی چیزی دیده یا حالا یه خوابی
رفتم سمتش دیدم بح بححححححححح
لوستر خونمون افتاده زمین
خورد شده بود
بعد اقا منم چشام داش از کاسه درمیومد از خواب مونده بودم این الان خوابه یغا توهم زدم چیه این اخه رفتم دست زدم بهش دیدم عه اره واقعیه
اون صدای شتلقم برای همین بود
داد زدم
باباااااااا این لوستره افتاده
شانس اوردیم ایلیا رو مبل خوابیده بود وگرنه الان ایلیارو از دست میدادیم😔🤌
هعی
خلاصه
خورده شیشه هارو بابام و ایلیا جمع کردن منم رو مبل گرفتم خوابیدم تا خورده هارو جمع کنن😏نیحاحاحاااا😏
خلاصه
جارو کشیدم خورده های ریزو جمع کردیم
صبحانه اماده کردیم خوردیم و بعد دوباره خوابیدیم🐸😂😂😂😂😂
اقا کلا لوستره سوسکو اینا هم همرو بد خواب کرده بود بدبخت همسایه پایینی
لوستره هم ازین کلفت گنده ها
نمیدونم به چه امیدی اینو تو خونه نگه داشته بود🗿
هعی
اولا از حمله موشک رو سرمون جاخالی میدادیم الان از لوستر😔
ساعت 1 پاشدم نهار درست کردم🐸
خوردیم دوباره خوابیدیم🐸
البته فقط بابام و ایلیا خوابن من خوابمو زدم😔🐸😂
تا کرسی شعر دیگر بدرود
دیدگاه ها (۲۶)

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگ...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

عمارت مافیا ✨🍷دیدگاه جونگکوک: یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

‏🦙[۰۷:۰۳ ~ ۰۷:۰۵ به وقت ژاپن]جت‌لگ*.. بازم همه چیز رو خراب ک...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط