{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگام میکنه بعد داد زد منم رفتم گفتم هوششش حیوان اینجا تیمارستان نیست چپ چپ نگام کرد منم یدونه زدم جا حساسش برگشتم خونه 😶الان احساس گناه میکنم 🥺
دیدگاه ها (۰)

رمان سوم پارت یازدهم ادامش بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍...

‏زنگ زدم پیتزا بیارن، دیدم پیک موتوریه معلم کلاس دوممهبهش گف...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط