{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگام میکنه بعد داد زد منم رفتم گفتم هوششش حیوان اینجا تیمارستان نیست چپ چپ نگام کرد منم یدونه زدم جا حساسش برگشتم خونه 😶الان احساس گناه میکنم 🥺
دیدگاه ها (۱۲)

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

عشق خیانت انتقام

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

پارت ۲بازوشو گرفتم برگشت سمتم و به چشماش زل زدمجونگ کوک:میتو...

نام رمان (عشق میان ما

پارت ۴ (سرنوشت)

وقتی عموت بود

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط