{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمارت مافیا ✨🍷

عمارت مافیا ✨🍷

دیدگاه جونگکوک:
یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز پوشیده بود خیلی تو تنش قشنگ و .... شده بود

ساعت ⁹ صبح

دیدگاه نیلسو :
صبح بلند شدم با کمال ناباروری دیدم که دستم رو سینه جونگکوکه و لب جونگکوک رو پیشونی ام هست خجالت کشیدم
رفت دستشویی مسواک زدم صورت شستم و رفتم آشپز خانه تا صبحونه بخورم

دیدگاه جونگکوک :
صبح بلند شدم دیدم نیلسو رفته پایین پس منم رفتم دستشویی مسواک زدم حموم هم کردم و رفتم پایین پیش نیلسو

جونگکوک : نیلسو چیکار می‌کنی ؟

نیلسو : دارم خامه با توت فرنگی میخورم

جونگکوک : چاق میشی

نیلسو : به تو چه

۱ ساعت بعد ::::::

نیلسو : داری کجا میری ؟

جونگکوک : شرکت

نیلسو : منم میشه بیام خونه حوصلم سررفته

جونگکوک : نه

نیلسو : سیکتیر کن

دیدگاه جونگکوک:
نیلسو خیلی عصبی شده بود نمی‌تونستم ببرمش شرکت چون باید حساب چند نفرو برسم
دیدگاه ها (۱۵)

رمان

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_56دستم روی میز نشست تمام وسا...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط