{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا ابری بود

هوا ابری بود
و صدای رعد از دور شنیده می‌شد ⛈️

دو مرد برای تفریح به منطقه‌ای جنگلی رفته بودند

برای دید بهتر
بالای یک درخت بلند رفتند
اسلحه در دست
و از آن بالا تیراندازی می‌کردند
چند نفر پایین ایستاده بودند و فیلم می‌گرفتند
یکی از آن‌ها گفت:
«هوا داره خراب میشه، بیاید پایین»
اما آن‌ها خندیدند
یکی‌شان رو به آسمان فریاد زد
و دوباره شلیک کرد

در همان لحظه
آسمان برای چند ثانیه کاملاً روشن شد
یک نور سفید و شدید
صدای مهیب رعد
و صاعقه مستقیم به همان درخت برخورد کرد ⚡
تصویر برای لحظه‌ای قطع شد

افرادی که پایین بودند
از ترس روی زمین افتادند
وقتی دود کنار رفت
درخت آتش گرفته بود
و آن دو نفر دیگر روی شاخه‌ها دیده نمی‌شدند

برخی می‌گویند
این فقط یک حادثه طبیعی بود
درخت بلند
هوای طوفانی
و فلز اسلحه که رسانای برق است.
اما کسانی که آنجا بودند
می‌گویند
زمان‌بندی‌اش عجیب بود…

درست همان لحظه
که به آسمان فریاد زدند
آیا فقط تصادف بود؟
یا طبیعت گاهی سریع‌تر از آنچه فکر می‌کنیم واکنش نشان می‌دهد؟
دیدگاه ها (۰)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²²صدای هلیکوپتر هر لحظه نزدیک‌تر می‌...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

پارت ۹........خیانت

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

مهمونی پارت ۴۳

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط