جئون جانگ کوک

جئون جانگ کوک

استیل ویت یو
.
.
با هم میخندیدیم
با هم گریه میکردیم
این احساسات ساده برای من...فکر کنم همه چیزم بود
قراره دوباره کی باشه که بتونم ملاقاتت کنم؟
تو چشمات نگاه کنم و بهت بگم دلم برات تنگ شده
دیدگاه ها (۵)

وقتی تو روز آنلاین میشم و نمیدونم چیجوری باید بگم که هم دلم ...

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

سرنوشت پارت (۱۲)

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

چند پارتی از جانگ کوکرمان: وصلتِ آتش و یخقسمت اول: خبرِ بمب‌...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

سناریو: وقتی دنسر هستی و یکی از آیدل های کیپاپ بهت درخواست م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط