باشه...
یه چیزی تو مغزم نمیذاره درست زندگی
کنم، انگار مسئول همه بدبختیام اونه، تو
سرم سنگینی میکنه و باعث میشه قید
خیلی چیزا رو بزنم و بمونم گوشه اتاقم
من تو بدترین روزای زندگیم وانمود کردم چیزیم نیست و رو به راهم با من از قوی بودن حرف نزنید این متنا هس که میگه هممون ی رفیقی داریم ...
من اون رفیقو ندارم خیلیا هستن ولی واقعی نیسن
ولی باید تف کرد تو صورت اون رفیقی که وقتی وفیقش حالش بد بود درد و دلاشو اسمشو گذاش چصناله اون رفیق نیس اصن ادم نیس حیف جونور که اسمش رو اینا موجودات دو پا باشه
کنم، انگار مسئول همه بدبختیام اونه، تو
سرم سنگینی میکنه و باعث میشه قید
خیلی چیزا رو بزنم و بمونم گوشه اتاقم
من تو بدترین روزای زندگیم وانمود کردم چیزیم نیست و رو به راهم با من از قوی بودن حرف نزنید این متنا هس که میگه هممون ی رفیقی داریم ...
من اون رفیقو ندارم خیلیا هستن ولی واقعی نیسن
ولی باید تف کرد تو صورت اون رفیقی که وقتی وفیقش حالش بد بود درد و دلاشو اسمشو گذاش چصناله اون رفیق نیس اصن ادم نیس حیف جونور که اسمش رو اینا موجودات دو پا باشه
- ۲۳.۲k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط