حدادعادل

حدادعادل:

حدادعادل:
هر وقت کفش کهنه پشت در بود، می‌فهمیدم آقا مجتبی مهمان ماست

غلامعلی حدادعادل با روایت خاطره‌ای از رفت‌وآمد سیدمجتبی خامنه‌ای به منزلش گفت: «هر وقت به منزل برمی‌گشتم و می‌دیدم یک کفش کهنه پشت در است، متوجه می‌شدم که آقا مجتبی به منزل آمده.» او افزود کفشی که برای سیدمجتبی خریده بودند، چند سال مورد استفاده قرار گرفت و به گفته حدادعادل، او حدود چهار سال آن کفش را می‌پوشید.
دیدگاه ها (۶)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

رمان تاجی از سوءتفاهم

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

~حرف‌های احساسی پسرها در پایان کنسرت! 🇦🇷🥹𓂃 🎤 در پایان کنسرت،...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت پنجم:حدود نیم ساعت بعد، آخرین لباس هم از روی صحنه عبور ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط