{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱تو را نوشتم

🍒🌱تو را نوشتم
تو را تصویر کردم.
در من؛ تو را خواندند!
در من؛ تو را دیدند!
پنهان در آینه شدم
...و سنگ‌ها که تو را تکثیر کردند...
چه‌قدر عاشق‌ام؟!
هیچ در تو به نظر نمی‌آیم!
چه‌قدر شاعرم؟!
تا هنوز به لب‌خوانیِ چشم‌هایم نیامدی...
نه، تمام نمی‌شود
 این حسِ از تو نوشتن!
نه، رنگ پایان نمی‌پذیرد
این نگاهِ از تو تصویر کردن!
الهام هماره‌ی در من...‌🍒🌱


((گویا فیروزکوهی))
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

#یعنی -واقیعت- داره -یا رویاست؟؟P12an20k2027خودتی .............

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت چهارم | گردنبند «بالاخره پیداش کردیم......

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۹ بعد از رفتن دانش‌آموز جدید، چهار آل...

عقد با رئیس مافیا پارت 29تهیونگ به تصویر متوقف‌شده روی دیوار...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت چهل‌وششم 𓆪 🖤🥀اتاق در سکوت فرو رفته بود.اسما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط