{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Daimond or love

part 9


ویو ایون


به واضح بعد اون عربده بلند
لرزش رو حس کردم چرخ فلک داشت اروم میچرخید به سمت اونا میرفت ...
چشمم به ترامپلی افتاد که بغل چرخ بود
رفتم دستام رو گذاشتم روی نردع

ایون :فقط به خاطر دخترت (داد)

وقتی چرخو فلک رسید نزدیک ترامپلی با تمام توانم از اون بالا روی ترامپلی پریدم
ترامپلی درست پشت چرخ فلک بود
صدای داد کوک رو شنیدم
بعد دو دور بالا پایین پریدن تا اینکه ترامپلی وایساد بیرون رفتم
با تموم سرعتم به سمت هتل رفتم ...
ت راه این دیوانه ها میخندیدم
ایون: بلخره ارععع(خندیدن)

فقط یه چیز دیگه مونده اونم ازت میگیرم ..(خنده)

ویو کوک


اون احمق از اونجا پرید فرار کرد
و منو با مشکلاتی که قرارع پیش
بیاد تنها گذاشت زنیکه ......
بلخره پیدات میکنم
اون قت حالیت میکنم که با کی طرفی .
بادیگاردارو فرستادم دنبالشون
به هکر گفتم هرکی به اسم کیم ایون ت هر هتلی پیدا کرد بهم خبر بدن
از اونجا دیگه مستقیم به
شرکت رفتم ....چایونا برام پیامک فرستاد ..
اون با خودش چی فک کردع
دخترع احمق ساده رفتم سر پرونده
ها ولی اعصابم از اون خورد تر بود
که بخوام به کار ادامه بدم
دلم یه چیز میخواست .....
شهوت



اینم از پارت هدیه ۲
بای بای
شبتون بخیر و
پر ستارع
دیدگاه ها (۵۸)

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

دختر تنها {2}

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

مافیای من

بی رحمی؟🥺پارت¹⁴صبح ساعت ۱۰:۰۰ویو یونالیلی هنوز بی هوش بود وا...

the first lie

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

پارت ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط