{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم در سینه می‌کوبد به دیوار قفس سر را

دلم در سینه می‌کوبد به دیوار قفس سر را
خودت بیرون بیاور از درونم این کبوتر را

پُرم از شیطنت‌های زمان کودکی اما
در آغوشت بگیر این بار هم این کودک شر را

من از تنهایی و بی سرپناهی سخت می‌ترسم
دقیقاً مثل آن طفلی که گم کرده‌ست مادر را

صدایت می‌زنم بابا، قبولم کن به فرزندی
کجا پیدا کنم بابای خوبی مثل حیدر را

من از بازار از کوچه به سمت خانه برگشتم
خودت با دست‌هایت باز کن بر روی من در را

به من هم جا بده یک گوشه از ایوان طلا امشب
همانطوری که جا دادی کنار خویش قنبر را

تو نوکرهایی از من خوب‌تر داری فراوان، من
کجا پیدا کنم غیر از تو یک ارباب بهتر را

خدا رحمت کند، می‌گفت بابایم: تو نوکر باش
علی از خانه‌اش بیرون نخواهد کرد نوکر را

به شوق بردن نام تو بود اصلاً از اول هم
اگر گفتم در آغاز اذان الله اکبر را



#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_بارک_لمولانا_صاحب_الزمان
#شبهای_قدر
#بگویاعلی
دیدگاه ها (۰)

وقتی لب تو خنده زد

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

🖤 پارت ۳۴ | «نقطه‌ضعف»لانا به پدرش خیره شد.— «تو از اول می‌د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

بر مدار آفتاب؛ آماده شو برای سفری که تو را تغییر می‌دهدعمره ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش چهارم_یک ثانیه می‌خندد صدای پایی می‌آید من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط