{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دختر و همه ی احساساتش رو میشه تو موهاش دید

یه دختر و همه ی احساساتش رو میشه تو موهاش دید
عاشق که باشه موهاشو میریزه رو صورتش
عصبی که بشه با کش خفش میکنه
تو رویا که باشه میبافتش
اما وقتی که دلش بشکنه،
اولین چیزی که اضافیه موهاشه!
.
.
.
.
.
.
من همیشه موهامو میبافتم ولی حالا چون کوتاهه نمیتونم ببافم:)
دیدگاه ها (۹)

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط