من یه سرباز میخواستم و تو یه پدر میخواستی

ـ من یه سرباز میخواستم و تو یه پدر میخواستی

ـ من یه سرباز میخواستم و تو یه پدر میخواستی
+پس فکر کنم هردومون همدیگه رو نا امید کردیم :))))
* این یارو پدرش نیستا ، پدر واقعیش مرده
دیدگاه ها (۰)

ات با ترس دست پدرش رو گرفت.ـ بابا، باید چی‌کار کنیم؟!پدرش دس...

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وچهارم 𓆪 🖤🥀اسما نفسش بند آمده بود.ـ «با...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۴ | اولین تمرین ت...

هیچ وقت فکر نمیکردم منم یه روزی اینجا وایسام به انتظار بیدار...

آپدیت اینستاگرام استری کیدز 🐺: درست مثل اسمش، می‌خواستیم نشو...

اووو مای بیبییی...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:76دستش رو پس زدم!+ن..نکن....ن...

پارت چهارم: خونِ دو خاندانصدای قدم‌ها پشت سرشان نزدیک‌تر می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط