{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول
ووک:مامان گشنمه
نیلا:وایسا بابا بیاد
ووک:باش
شوگا:سلام داداشی
ووک:سلام ابجی
شوگا:ب مامان بگو من میرم بخوابم
ووک:باشه
شوگا میره بخواب و کوک میاد
کوک:سلام به همسرم و بچم چطورید؟
نیلا:سلام کوک
ووک:سلام بابایی
کوک:سلام کوچولو
نیلا:من باهات گهلم
کوک:چرا
نیلا:گفتم برای ووک گوشی نگیر وقتی وقت مدرسش بشه چیکار کنم با گوشی
کوک:نترس الان بهش میگم
کوک:ووک نگاه گوشی زیاد چیز خوبی نیست خو هرروز یبار باهاش بازی کنی خو
ووک:چشم
کوک:افرین
نیلا:کوک
کوک:چی
ووک:برم ابجی رو بیدار کنم؟
نیلا:نه بزار بخواب
ووک:باشه
کوک:اره بزار بخواب
نیلا:چیشده
کوک:هیچی
ناهار تموم شد
نیلا:دروغ میگی
کوک:نه شوگا تو دانشگاه با جیمین رابطه داشته
ووک:مامان ابجی حالش بعد شده(ترس)
کوک:نه
نیلا:بریم(ترس)
کوک:بریم
شوگا:ایییی(درد گریه)
کوک:من میدونم با تو اگه حامله باشی(حرص اعصبی)
شوگا:بابا غلط کردم😭😭
کوک:ساکت شو دختر پرو اروم پاشو بریم بیمارستان
نیلا:بریم
رفتن بیمارستان



این هم پارت اول خوشتون اومد؟؟؟
دیدگاه ها (۰)

.PRISON MAFIA.

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

Iove and the moonPart16ویو کوک الان چون زنمه باید به حرفش گ...

سناریو جونگکوک

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

THE DARK SHADOWS

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

به زیباییه مشکی

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط