برایم نوشت

« برایم نوشت:

« برایم نوشت:
چشمان تو شکوفه‌ی نوشکفته‌ی دمِ بهار بود؛ مثل درخت‌های نارنج گرگان،
دشتِ لاله‌ی همدان و...
کورسویِ امیدی که هرگز خاموش نخواهد شد.»
♥️⃞𔘓•🅻︎🅾︎🆅︎🅴︎•𔘓♥️⃝•
▪︎┅───•⋆𔘓🫀🌹🍃💋𔘓⋆──‌‌•┅▪︎
دیدگاه ها (۰)

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

#یا_علی جان... ❤️#نام تو که می‌آید، #دل آرام می‌گیرد؛#انگار ...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁶ویو جونکوک______جنگل تا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

Eight

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط