روزی می‌رسد که یک پارچه ی سفید  پایان می‌دهد به من ب

روزی می‌رسد؛ که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من... ب

روزی می‌رسد؛ که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من... به شیطنت‌هایم... به بازیگوشی هایم.... به خنده های بلندم.... روزی که همه `با دیدن عکس هایم... بغض میکنند و میگویند : دیوونه؛ دلمون واست تنگ شده.. #ولی‌من مطمئنم هیشکی‌‌ برام بغض نمیکنه 🖤️
دیدگاه ها (۶)

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۵**ویو آت**مرکز خرید مثل همیشه شل...

ادامه

تک پارتی از جونگون «جونگــــون! گوشیمو بده ببینم!» 😤📱جونگون ...

دید پنهان انفجار اشکار

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

مافیای من

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت سوم: ورودِ نقاب‌دار و نگاه‌های خ...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط