روزی مرد انگلیسی به یک مرد ایرانی با طعنه گفت

روزی مرد انگلیسی به یک مرد ایرانی با طعنه گفت

روزی مرد انگلیسی به یک مرد ایرانی با طعنه گفت
چرا خانوم های شما با ما دست نمیدن؟
مرد ایرانی گفت
مگه شما میتونین با ملکه الیزابت دست بدین
مرد انگلیسی با اعصبانیت به مرد ایرانی گفت
معلومه که نه ایشون ملکه انگلستان هستن
مرد ایرانی هم گفت
خب همه خانوم های ما ملکه هستن نمیشه باهاشون دست داد☺️😍♥️دختر خانوماا آروم قلبی شم💋😁
#_دخترونه
#تکست_خاص #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۱)

دیو و دلبر پارت ۷ ***چشمهایش را به آرامی باز کرد اما با دیدن...

My Arirang Part 9

free from the court (p1)

You are mine...⁴[ویو نیلا]بعد از اینکه همه رفتن،جونگکوک از ر...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.20سویون:اره الیز:ب...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

پارت ۲۲روز خاکسپاری شیو:یونا کجاستجینو:گفت میره دستشویی و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط