خدایی چرا مینوسوفوبیا دارم؟... چه مرضیه...
خدایی چرا مینوسوفوبیا دارم؟... چه مرضیه...
ساختمون روبه روییمون قبل از ساختش همیشه خدا پنجشنبه جمعه ها صدای دلر و وسیله هاش آدمارو اذیت میکرد و همیشه هم کارگراش با صدای بلند حرف میزدن و یه عالمه کصشعر میگفتن همیشه هم جلو در خونمون پارک میکردن و خب...همیشه هم عین ندید بدیدا مارو دید میزدن ...
وقتی هم که خونه ساخته شد زنگ خونشون خراب بود و همش صدای زنگش رو مخم میرفت و مامانم همش منو روانی صدا میکرد...چون نمیتونم صداهای تکراری رو تحمل کنم و گریم میگیره و حتی یکی از دوستای خانوادگیم عمدا صدای وسایل مختلفو زیاد میکرد
الانم باز شروع شده و یه زنگ جدید گذاشتن که از قبلیه هم کصشعر تره و رومخم میره.......سر صبح میخواستم عین آدم بخوابم بیا...
ینی چی چرا از وقتی اینا اومدن یه روز خوش ندیدم..
چرا دارم اینجوری امتحان میشم گناهم چیبوده مگه... :))))))))
ساختمون روبه روییمون قبل از ساختش همیشه خدا پنجشنبه جمعه ها صدای دلر و وسیله هاش آدمارو اذیت میکرد و همیشه هم کارگراش با صدای بلند حرف میزدن و یه عالمه کصشعر میگفتن همیشه هم جلو در خونمون پارک میکردن و خب...همیشه هم عین ندید بدیدا مارو دید میزدن ...
وقتی هم که خونه ساخته شد زنگ خونشون خراب بود و همش صدای زنگش رو مخم میرفت و مامانم همش منو روانی صدا میکرد...چون نمیتونم صداهای تکراری رو تحمل کنم و گریم میگیره و حتی یکی از دوستای خانوادگیم عمدا صدای وسایل مختلفو زیاد میکرد
الانم باز شروع شده و یه زنگ جدید گذاشتن که از قبلیه هم کصشعر تره و رومخم میره.......سر صبح میخواستم عین آدم بخوابم بیا...
ینی چی چرا از وقتی اینا اومدن یه روز خوش ندیدم..
چرا دارم اینجوری امتحان میشم گناهم چیبوده مگه... :))))))))
- ۲.۴k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط