{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایی چرا مینوسوفوبیا دارم؟... چه مرضیه...

خدایی چرا مینوسوفوبیا دارم؟... چه مرضیه...



ساختمون روبه روییمون قبل از ساختش همیشه خدا پنجشنبه جمعه ها صدای دلر و وسیله هاش آدمارو اذیت می‌کرد و همیشه هم کارگراش با صدای بلند حرف میزدن و یه عالمه کصشعر میگفتن همیشه هم جلو در خونمون پارک میکردن و خب...همیشه هم عین ندید بدیدا مارو دید میزدن ...

وقتی هم که خونه ساخته شد زنگ خونشون خراب بود و همش صدای زنگش رو مخم میرفت و مامانم همش منو روانی صدا می‌کرد...چون نمیتونم صداهای تکراری رو تحمل کنم و گریم میگیره و حتی یکی از دوستای خانوادگیم عمدا صدای وسایل مختلفو زیاد می‌کرد


الانم باز شروع شده و یه زنگ جدید گذاشتن که از قبلیه هم کصشعر تره و رومخم میره.......سر صبح میخواستم عین آدم بخوابم بیا...


ینی چی چرا از وقتی اینا اومدن یه روز خوش ندیدم..


چرا دارم اینجوری امتحان میشم گناهم چیبوده مگه... :))))))))
دیدگاه ها (۲۹)

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

پارت ۳۵بعد از اون اتفاقِ وحشتناک، خونه مثل همیشه بود، اما بر...

شاهکاری به نام دروغ

دامیان از فروشگاه اومد بیرون و دید آنیا هیچ جا نیست برای یک ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۲ زنگ تفریح خورد.فلیکس از کلاس بیرون ...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط