{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل خورشید یهو نورت به سیاهیه دلم خورد...

اومدی که ستاره ها آشتی کنن با آسمون
‎رسیدی یه جا بی هوا جایی که نبود قرارمون
‎از پشت تو چشمامو گرفتی گفتی دیگه تنها نمون
‎تموم شد این دلتنگی مون بذار بهت بگم اومدی چی شد
‎مثل خورشید یهو نورت به سیاهیه دلم خورد
‎دست تو نفس به من داد وقتی گرماش به تنم خورد
‎با تو خوب بازی عوض شد حال من خوبه با تو شکر
‎منو ببر به اون شبی که ستاره رو نشونه کردیم
‎منو ببخش یه روزایی که با تو زیادی بوده تلخی
‎همه برن تو میمونی تو رفیق روزای سختی
‎اگه نباشی یه شب بشه چی ...
‎تو با مرام و خاکی نیستی رفیق نیمه راه
‎تو از اونا نیستی که رنگ عوض کنن وسط راه
‎تو خوشی که هستن همه تو موندی پای مشکلام
دیدگاه ها (۲)

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

the first lie

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑥ترجیح دادم از لباسایِ قدیمیِ خودم بپوشم چون...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

Part.5#مرد-منچند دقیقه گذشت. لیانا لیوان چای رو توی دستش می‌...

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط