پارت دوم
پارت دوم
خیلی زود پلیس وارد صحنه شد.
میسو دقیقا نمی دانست چه کسی اینقدر زود به پلیس اطلاع داده ولی فعلا این سه جسد مهم تر بودن.
سه جسد.
کیم یون وو.
پارک جانگچی.
لی سئون یی.
دو مرد و یک زن.
پدر های تهیونگ و جیمین، و مادر یونا.
دنیا مقابل سر میسو گیج میرفت و سرش نبض میزد.
اینجا چه خبر بود؟..
خب، پلیس به زودی جواب این مسئله را پیدا خواهد کنه.
ظاهر میسو آشفته بود. دیگر نمی توانست خودش رو بابت این اتفاق ناگهانی کنترل کنه.
یکی از پلیس ها به سمت میسو اومد و سعی کرد آرومش کنه.
_ «خانم، آرامش خودتون رو حفظ کنید. ما راجب به قضیه تحقیق می کنیم و، شما تا اون موقع داخل اداره ی پلیس می مونید.»
میسو فقط آروم سری تکون داد.
از عمارت خارج شدن و چند نفر رو به عنوان مظنون به اداره ی پلیس بردن.
میسو، هارام و گونهی باهم سوار یکی از ماشین های پلیس شده بودن و تهیونگ، جیمین و یونا سوار ماشینی دیگر.
یونجون همان ابتدا توسط پلیس تبرئه شد و به خانه اش برگشت.
این قتل در عمارت میسو رخ داده بود و اصولا این همه چیز را بدتر میکرد.
تمام فکر میسو، پیش سه دوست عزیزش بود که اکنون داغدار هستند.
با این حال پلیس هیچ دل رحمی ندارد.
تکون های ریز ماشین، نشون از ایستادنش میداد.
دو پلیس که جلو نشسته بودن پیاده شدن و به آرامی سه مظنون را هم نیز پیاده کردند.
بدون هیچ ترحمی.
فقط خشونت.
میسو توسط پلیس کشون کشون وارد بخش اصلی شد.
جایی که حالا تهیونگ، جیمین، یونا، هارام و گونهی نشسته بودند.
صندلی های رنگ پریده و آبی اداره ی پلیس، درست مثل دیوار های خاک گرفته اش، بی روح بودند.
پلیس میسو را به سمت یکی از صندلی ها هل داد.
_ «به نوبت وارد اتاق میشید تا ازتون بازپرسی بشه. بعد از اون تا زمان نتیجه گیری توی اتاقک های اداره ی پلیس میمونید.»
خیلی زود پلیس وارد صحنه شد.
میسو دقیقا نمی دانست چه کسی اینقدر زود به پلیس اطلاع داده ولی فعلا این سه جسد مهم تر بودن.
سه جسد.
کیم یون وو.
پارک جانگچی.
لی سئون یی.
دو مرد و یک زن.
پدر های تهیونگ و جیمین، و مادر یونا.
دنیا مقابل سر میسو گیج میرفت و سرش نبض میزد.
اینجا چه خبر بود؟..
خب، پلیس به زودی جواب این مسئله را پیدا خواهد کنه.
ظاهر میسو آشفته بود. دیگر نمی توانست خودش رو بابت این اتفاق ناگهانی کنترل کنه.
یکی از پلیس ها به سمت میسو اومد و سعی کرد آرومش کنه.
_ «خانم، آرامش خودتون رو حفظ کنید. ما راجب به قضیه تحقیق می کنیم و، شما تا اون موقع داخل اداره ی پلیس می مونید.»
میسو فقط آروم سری تکون داد.
از عمارت خارج شدن و چند نفر رو به عنوان مظنون به اداره ی پلیس بردن.
میسو، هارام و گونهی باهم سوار یکی از ماشین های پلیس شده بودن و تهیونگ، جیمین و یونا سوار ماشینی دیگر.
یونجون همان ابتدا توسط پلیس تبرئه شد و به خانه اش برگشت.
این قتل در عمارت میسو رخ داده بود و اصولا این همه چیز را بدتر میکرد.
تمام فکر میسو، پیش سه دوست عزیزش بود که اکنون داغدار هستند.
با این حال پلیس هیچ دل رحمی ندارد.
تکون های ریز ماشین، نشون از ایستادنش میداد.
دو پلیس که جلو نشسته بودن پیاده شدن و به آرامی سه مظنون را هم نیز پیاده کردند.
بدون هیچ ترحمی.
فقط خشونت.
میسو توسط پلیس کشون کشون وارد بخش اصلی شد.
جایی که حالا تهیونگ، جیمین، یونا، هارام و گونهی نشسته بودند.
صندلی های رنگ پریده و آبی اداره ی پلیس، درست مثل دیوار های خاک گرفته اش، بی روح بودند.
پلیس میسو را به سمت یکی از صندلی ها هل داد.
_ «به نوبت وارد اتاق میشید تا ازتون بازپرسی بشه. بعد از اون تا زمان نتیجه گیری توی اتاقک های اداره ی پلیس میمونید.»
- ۲.۴k
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط