{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 17

پارت 17
-الو
-الو درد زایمان معلوم هست کجایی؟
-اره دیگه سره جامم یکم اونورتر.
-سانیا مگه من باهات شوخی دارم ؟
- اوم... نمی‌دونم... ولی من باهات شوخی دارم.
بعد شروع کردم به خندیدن که هانی گفت:
-گمشو بیا کافه(...)
-براچی؟
-برای ...لا اله الا الله... گمشو بیا کارت دارم زود بیا جان من.
-باشه الان میام بای
گوشی رو قطع کردم و زود اماده شدم. کافه نزدیک خونمون بود برا همین زود رسیدم. داخل کافه رفتم و کنار هانی نشستم.
-چطوری هانی؟
هانی دستش رو دماغش گذاشت وارام گفت:
-خفه شو دودقیقه زبون به دهن بگیر.
منم اروم گفتم :
-اوه اوه صحنه جنایی می‌شود! چته هانی؟
هانی به پسری که تنها روی میز اخری نشسته بود اشاره کرد وگفت:
- می‌بینیش؟
چشمام رو باز و بسته کردم وگفتم:
-شرمنده کورم نمی‌بینم! خب معلومه که می‌بینم!
-کمتر مزه بریز.
-باشه
- می‌دونی کیه؟
یکم فکر کردم وبا لحن متفکرانه گفتم:
- اوم ... ارون افشار؟ محسن ابراهیم زاده؟ نه نه خواننده نیست بازیگره؟ محمد رضا گلزار؟
هانی با قیافه ی پوکر نگاهم کرد وگفت:
- من کی بهت گفتم شخص معروفیه؟!
- اوم اخه اولش گفتی هیس بعد گفتی کیه؟ گفتم شاید من بشناسم و از اونجایی که من هیچ کس رو به جز ادمای معروف نمیشناسم اینا رو گفتم.
هانی چشماش رو بست، نفسش رو فوت کرد و گفت:
-خدایا با کی شدیم هشتادویک میلیون!
بعد چشماش رو باز کرد وگفت:
-پسرشریکه بابامه.
دلم می‌خواست صندلی رو تو سر هانی خورد کنم. اخه لامصب من پسر، شریکه، بابات رو از کجا می‌شناسم؟!
با اعصاب خوردی گفتم:
- خدایی تو چی با خودت فکر کردی؟ چرا من باید این یابو رو بشناسم؟
- ای بابا حالا من یه چی گفتم!
-نباید می‌گفتی...خب حالا بنال؟!
-چی بگم ؟
-چرا بهم معرفیش کردی؟
-اها!
تازه خانوم دوهزاریش افتاد! هانی یه لبخندی زد که دندوناش همه فضا رو گرفته بود.
-بابا هانی ببند خمیر دندون گرون شده!
-ایش! ببین سانی من رو این پسر رو دوست دارم !
با چشای گرد شد هانی رو نگاه کردم و گفتم:
-واقعا؟
-به جان تو!
-به جان اون داداشت چرا به جان من؟!
- خب حالا.
-اسمش چیه؟
-شهاب.
-به سلامتی.
دیدگاه ها (۱۴)

پارت 18 نگاه به شهاب کردم که سرش گرم گوشیش بود. بدن ورزشکاری...

پارت 19دوست دارن همو دیگه کاریش نمی‌شه کرد. با عشق به صحنه ر...

پارت16چند روزی از روز تصادف میگذره ترجیح دادم زیاد دور بر ها...

پارت 15پارت 15اوه اوه ببین کی غیرتی شد! هامان از ماشین من پی...

love and the moonPart 10 تهیونگ داره دیر میشه ها تقریبا آخ...

My nurse

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

فصل ۲ پارت ۱علامت جیهوپ *علامت سوجین _علامت جونگ کوک × ( شخص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط