منو تنها نذار

باکوگو: این جا خونه خودتونه راحت باشید
میدوریا : ممنون
باکوگو : غزا چی بپزم ؟ برنج خوبه؟
شوتو: اره برنج‌خوبه
باکوگو : شوتو بی زهمت دوتا تشک از تو کمد بیار بیرون بنداز تو اتاق من تبقه بالا سمت چپ
شوتو : باشه
میدوریا : باکوگو من میتونم از حمومتون استفاده کنم؟ تو بازار که بودیم یکم بوی عرق گرفتم .
باکوگو: باشه راحت باش لباست چی؟
میدوریا :ع راست میگی لباس نیاوردم
باکوگو: بهت لباس میدم برو حموم
میدوریا : ممنون
شوتو تو اتاق : میدوریا چرا باید لباس باکوگو و بپوشهههههه
نویسنده : میدوریا رفت حموم شوتو‌که کارش تموم شد رفت به باکوگو تو آشپزی کمک کرد
باکوگو که یادش رفته بود میدوریا رفته حموم
یهو وارد حموم شد . 🫣
وارد که شد اولین چیزی که دید میدوریا زیر دوش بود ((یه قیافه کرش خودتون تصور کنید ))🫣
میدوریا : این جا چیکار میکنییییییییییییییییییییییییییی
باکوگو :((بستن در )) اشتباهی شدددددد
تودوروکی : خونه رو گذاشتید رو سرتون چه خبره
باکوگو: یادم رفته بود دکو تو حومه یهو رفتم داخل
نویسنده : باکوگو با سرعت رفت تو اتاق به بهانه ای که حوله بیاره برای دکو ولی در اصل نمی‌خواست سرخ بودن صورتش معلوم باشه
باکوگو: هوفففففففف دمممم باز دممممم به خودت مصلت باش پسر 😂
شوتو تو زهنش : چرا باکوگو رفت تو حموم 😭 چرا من نرفتمممممم 🤣
(( وقت خواب))
باکوگو : میدوریا تو روی تخت بخواب من و شوتو روی تشک می‌خوابیم
باکوگو تشک خودشو کنار تخت پهن کرد تشک شوتو رو کنار تشک خودش
باکوگو : میدوریا خوابی ؟
شوتو : انگار خوابه جواب نمیده
باکوگو : شوتو
شوتو : هوم؟
باکوگو : یه سوال میپرسم راستش رو نگی از خشتک اویزونت میکنم 🤣😂
شوتو : بپرس
باکوگو : تو ....خب چیزه .....تو . از.. میدوریا....خوشت میاد ؟
شوتو : ...
باکوگو : میاد یانه ؟
شوتو : از اون روزی که توی مسابقه مجبورم کرد از نیمه چپم استفاده کنم ...خب....ازش خوشم اومد
باکوگو : پس اگه این طوریه من و تو رقیب عشقی هستیم ها؟
شوتو : اره
باکوگو : پس بگیر کپه مرگتو بزار فردا باید بریم مدرسه
شوتو : شب خوش
نضری چیزی؟
به نضر تون فردا صبح چی میشه؟
اسپویل : این سه بشر قراره توی کنسرت شرکت کنند و هر سه خواننده اصلی باشند 🎀🫣
دیدگاه ها (۱۰)

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

سناریو باکودکو

پارت پونزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو(مغز باکوگو می...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۲

پارت ۲۳

ریاکشن

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

اوی خداااااا😭😭🎀بنظرم اوچاکو بچم توی مای هیرو پتانسیل اینو دا...

به نام خدا--سیلام🤓🌚بعد میلیارد ها سال بهار یادش اومد سناریو ...

ترجمه:"یادتون باشه که کاتسوکی اولین کسی بود که در طول جنگ نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط