خانه ی بی عشق خانه نیست چهاردیواری بسته ای می ماند تا یاد

خانه ی بی عشق خانه نیست چهاردیواری بسته ای می ماند تا یادمان نرود کجای این شهر سَرِمان را بر بالشت بگذاریم.خانه،مردی را می خواهد تا وقتی زنی دلتنگ شد حالت چشمانش را بخواند پای عقل و منطق را وسط نکشد محکم درآغوش بگیردش آنقدر که بمیرد،تمام شود اشک های دلتنگی.خانه،زنی را می خواهد پر از دوست داشتن های بی مرز تا مردی برای دیدن روی ماهش تمام راه را دوتا یکی طی کند.خانه ی بی عشق،خانه نیست خانه عشق و امنیت می خواهد امیدهای روشن و آغوش مطمئن می خواهد. . .

#حاتمه_ابراهیم_زاده

‎‌‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۴)

رمان انتقام ازدواج کامل

## «سلطه‌ی مطلق» (Absolute Dominion)**شخصیت‌ها:*** **جونگ‌کو...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

پارت ششم: تاوانِ بی‌توجهیدو روز از رفتن هانا گذشته بود؛ دو ر...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_2فصل...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

🔴 یک زن بود❤️ اولین داوطلب واکسن کووید ۱۹ یک زن بود❤️ زنی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط