فیک قلدر مدرسه(part 13)
فیک قلدر مدرسه(part 13)
ویو یوری
با صدای آلارمه گوشیم بیدار شدم(۵ روز دیگه ماهم قراره اینو تجربه بکنیم😭)و رفتم کارامو انجام دادم و ی صبحونه خوردم و فرم مدرسه رو پوشیدم و رفتم مدرسه و توی کلاس بودم که یهو چشمم خور به فرمم که دیدم کراپم از گوشی معلومه و هی داشتم میبردم زیر لباسم ولی نمیرفت پس من کراواتمو در وردم و دکمه های تیشرتم هم باز کردم(خب حتما براتون سواله که این یوری داره چه غلطی میکنه فرم مدرسشون اینطوریه که ی دامنه مشکی با ی تیشرت مدرسه ای که کراوات هم داره اینا در اورده(استغفرالله) که کراپشو درس کنه هین امیدوارم فهمیده باشی😅)
ویو یونگی
از خواب نازم بلند شدم و رفتم مدرسه(برای مایی که ۹ ماه شیفت صبح قراره بریم مدرسه ی صلوات بفرست😭😭)
و رسیدم رفتم کلاس درو باز کردم که دیدم یوری تیشرتو در اورده و یدونه کراپ مشکی پوشیده وقتی منو دید جیغ زد
یوری:جیغغغغغغ
یونگی:زهر مار
یوری:برو بیروننننن
یونگی:باشه(و رفت بیرون پچم)
یونگی توی ذهنش(اومای گاددد عجب بدنی داشت ولی خوب ندیدم(ببخشید نمیدونم این پسر ذهنش چرا اینطوری شد) اه اینا چیه من دارم میگم ای خدا
و بعد کلاس شروع میشه و همه میان سر کلاس و مدرسه شروع میشه و زنگ اول ریاضی داشتن و.....................
تموم میشه کلاس و زنگ تفریح
(این پارت هم هم به اتمام میرسه و ببخشید که کم بود دیگه حوصلشو نذاشتم بنویسم🧐تا پارت های بعدی خودافظ🫡)
ویو یوری
با صدای آلارمه گوشیم بیدار شدم(۵ روز دیگه ماهم قراره اینو تجربه بکنیم😭)و رفتم کارامو انجام دادم و ی صبحونه خوردم و فرم مدرسه رو پوشیدم و رفتم مدرسه و توی کلاس بودم که یهو چشمم خور به فرمم که دیدم کراپم از گوشی معلومه و هی داشتم میبردم زیر لباسم ولی نمیرفت پس من کراواتمو در وردم و دکمه های تیشرتم هم باز کردم(خب حتما براتون سواله که این یوری داره چه غلطی میکنه فرم مدرسشون اینطوریه که ی دامنه مشکی با ی تیشرت مدرسه ای که کراوات هم داره اینا در اورده(استغفرالله) که کراپشو درس کنه هین امیدوارم فهمیده باشی😅)
ویو یونگی
از خواب نازم بلند شدم و رفتم مدرسه(برای مایی که ۹ ماه شیفت صبح قراره بریم مدرسه ی صلوات بفرست😭😭)
و رسیدم رفتم کلاس درو باز کردم که دیدم یوری تیشرتو در اورده و یدونه کراپ مشکی پوشیده وقتی منو دید جیغ زد
یوری:جیغغغغغغ
یونگی:زهر مار
یوری:برو بیروننننن
یونگی:باشه(و رفت بیرون پچم)
یونگی توی ذهنش(اومای گاددد عجب بدنی داشت ولی خوب ندیدم(ببخشید نمیدونم این پسر ذهنش چرا اینطوری شد) اه اینا چیه من دارم میگم ای خدا
و بعد کلاس شروع میشه و همه میان سر کلاس و مدرسه شروع میشه و زنگ اول ریاضی داشتن و.....................
تموم میشه کلاس و زنگ تفریح
(این پارت هم هم به اتمام میرسه و ببخشید که کم بود دیگه حوصلشو نذاشتم بنویسم🧐تا پارت های بعدی خودافظ🫡)
- ۲.۱k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط