سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو بلولاک/قفل آبی
موضوع : وقتی که ا/ت جزو بهترین بازیکنای بلولاکه و همین باعث میشه توجه دادای ایتوشی به اون جذب بشه و کم کم بهش حس پیدا کنن

ادامه ی درخواستیه یکی از کیوتا✨️🎀

🗯اهای اگه پارت ۱ و نخوندی حتما بخونیاااااااااااااااا وگرنه خیلی خر تو خر میشه تو ذهنت شاید هیچی نفهمی

پارت :۲
سائه🎻
سائه از همون روز اول فهمیده بود که احساسش داره عوض میشه.
و دقیقاً همین موضوع بیشتر از هر چیزی اذیتش می‌کرد.
«از کی انقدر حواسم پرت یه نفر شده...؟»
چند بار تصمیم گرفت چیزی نگه.
چند بار هم تصمیم گرفت فراموشت کنه.
ولی هر بار که توی زمین می‌دیدت...
همه‌ی تصمیم‌هاش به هم می‌ریخت.

یه عصر...
بعد از تمرین صدات زد
سائه:«ا/ت.»
وقتی برگشتی سمتش...
برای اولین بار، حتی خودش هم متوجه شد که چند ثانیه بیشتر از حد معمول داره نگاهت می‌کنه.
یه لبخند خیلی کمرنگ روی لبت نشست.
ا/ت: «چیزی شده؟»
سائه ظاهرش مثل همیشه آروم بود...
ولی دستی که توی جیبش بود، آروم مشت شده بود.
«عجیبه... من واقعاً استرس دارم؟»
یه نفس آروم کشید.
سائه: «من آدمی نیستم که راحت احساساتشو بگه.»
مکث.
نگاهش برا یلحظه رو صورتت خیره موند.
بعد خیلی آروم لبخند زد.
اون لبخندی که خیلیییی به ندرت دیده می‌شد.
سائه: «ولی... هر بار که می‌بینمت، باعث میشی روزم بهتر میشه.»
تو کاملاً ساکت مونده بودی.
سائه یه قدم نزدیک‌تر اومد.
این بار حتی خودش هم تونست تپش قلبشو حس کنه.
سائه: «فکر کنم... نه.»
یه خنده‌ی کوتاه کرد.
سائه: «مطمئنم.»
نگاهش نرم شد.
سائه: «دوستت دارم.»
چند ثانیه بعد از گفتنش...
خیلی آروم نگاهشو ازت گرفت.
نه چون پشیمون شده بود...
چون خودش هم باورش نمی‌شد که بالاخرههههه این جمله رو به زبون آورده.

از اون روزی که هردو به ا/ت اعتراف کردن...
اوضاع نه بهتر شد...
نه آروم‌تر.
بلکه بدتر شد.☺️
خیلی بدتر.🗿

---

از اونجایی که ا/ت هنوز هیچ جوابی به اعتراف رین و سائه نداده...

هر دو برادر رو توی خماری بدی گذاشته.

نه رین حاضر بود یه قدم عقب بکشه...

نه سائه قصد کنار کشیدن داشت.

هر روز به یه بهونه با هم کل‌کل می‌کردن؛ گاهی وسط تمرین... گاهی توی راهرو... و گاهی فقط با یه نگاه، فضای بینشون سنگین می‌شد.

رقابتشون دیگه فقط برای فوتبال نبود...

این بار، هر دو برای به دست آوردن قلب یه نفر می‌جنگیدن.

و تنها کسی که می‌تونست به این کشمکش پایان بده...

ا/ت بود.


---

✨ حالا انتخاب با شماست...

اگه جای ا/ت بودی، قلبت رو به کدوم برادر می‌سپردی؟

❄️ ایتوشی رین؟ یا... 🎻 ایتوشی سائه؟

نظرت رو توی کامنت‌ها بنویس... شاید انتخاب تو، به این رقابت پایان بده. 🤍😉

خب خببببببب
پایان این سناریو
شرط لایکا : ۳۵ تا لایک و ۸ تا بازنشر
نظرتونم درباره ی سواله این سناریو که پرسیدم حتما جواب بدید خوشحال موشم 🤗✨️
#بلولاک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۲۹)

سناریو سائه پارت اخر

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت دوم | «رازی که نباید فاش می‌شد»ا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

ادامه سناریو

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو سانزو پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط