نیمه ی من

part 14

ات . منم دوست دارم ، ولی قول میدی بازیم ندی ؟
کوک . هیچ وقت این کار رو نمیکنم
کوک . الان یعنی ما الان با همیم؟ یعنی تو الان برای منی ؟
ات . اومم
خیلی آروم بغلش کرد و بوسیدش
ات . میشه بری بیرون ؟
کوک . چرا
ات . ۲ ساعت میخوام لباس عوض کنم هی یکی میاد
کوک . آره
کوک رفت بیرون ات توی شک بود یه لحظه قلبش دیگه نمیزد الان یعنی عاشق شده ؟
حسی بین ذوق و استرس و دلتنگی قلبش انگار داشت تند تند میزنه حالش یجوری بود
سریع لباسش رو عوض کرد و رفت بیرون
لباسش سفید بود و کوتاه تمام سرشونه هاش بیرون بود موهاش رو باز کرد و شونه کرد کفشاش رو با یه پاشنه بلند عوض کرد و رفت بیرون همین که رفت بیرون دستی روی سر شونش حس کرد سریع واکنش نشون داد و دستش رو بالا آورد جلو و با پاشنه رو کمر اون شخص گذاشت که صورت اون مرد رو دید تا خواست ولش کنه اون مرد دستش رو گرفت و پاش رو با اون یکی دستش چسبوندش به دیوار و با صدای بمش گفت
کوک . جوجه کوچولوم ورزشکاره
ات . خب ولم کن دیگه ندیده بودمت
کوک . منم دردم گرفت
ات . اوخی خرگوشه ناز نازی من اوف شده
کوک . آره شاید بوسش کنی خوب بشه
ات . برو برو از هیکلت خجالت بکش
کوک . بوس بده ولت کنم
ات . بابا ول کن میخوام برم
کوک . بوسمو ندی نمیزارم بری
ات . باشه بابا
آروم بوسیدمش که ول کن اما اون ول نکرد چند دقیقه ادامه داد که با صدایی آشنا به خودمون اومدیم
&. آروم الان قورت میدید همو
برگشتیم و با دیدن اون چهره جنگکوک حرصی شد
جنگکوک . چه قورت بدیم چه ندیم به تو چه دوست دختر خودمه به تو چه
ات . باشه جنگکوک ولش کن بیا بریم بچه ها منتظر مان
نایون . برین ولی ات ، تو مال من میشی
ات . جنگکوک برو من الان میام
کوک . نه
ات . جنگکوک لطفا بخاطر من ۵ دیقه
کوک . باش زود بیا
ات . من و نگا من مال هیچ کس جز جنگکوک نیستم و تو اینو نمیتونی تغییر بدی و اگر زیادی تو مخم بری خودم با دستای خودم چالت میکنم الانم این تهدید نیست هشدار از من و جنگکوک دور بمون نزار دوباره مامانت بهم زنگ بزنه و بگه ات نایون نیست نگرانشم
و با قدم های محکم و استوار دقیقا مثل مدل ها از اونجا دور شد
.
.
.
ادامه دارد ....
شرط ها :
۹ لایک
۲ بازنشر
۳ کامنت
۳ فالو
منتظرم ببینم چیکار میکنید جیگرا💋❣
دیدگاه ها (۸)

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

پارت ۱۹۵

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

چندپارتی جونگ کوک

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

رمان عشق ممنوع

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط