سناریو
سناریو
وقتی حامله ای و ویار می کنی
ات : نامجون
نامجون : جانم ات (خواب آلود )
ات : خوب راستش
نامجون : گشنته
ات : آره
نامجون : هوف ، باشه ( و به سمت آشپز خانه میرود )
ات : جینااااااا
جین: یااا، ات گوشم کر شد ، جانم بگو
ات: من هوس هندونه کردم
جین : یا ، تو فصل زمستون هندونه از کجا بیارم
ات : من نمیدونم از هر جا که می خوای
جین : هی باشه برم ببینم اگه بود میخرم
ات : یونگی
یونگی : جان باز چی می خوای
ات : من نارنگی می خوام
یونگی : همین دیروز خریدم همه رو خوردی
ات : 😁😁
یونگی : باشه
ات : هوسوک من
هوسوک : جان
ات : من آووکادو می خوام
هوسوک : ات عزیزم تو ، توی عمرت حتا یک بارم آووکادو نخوردی چجوری الان هوس کردی
ات : مشکل همین جاست
هوسوک : باشه
ات : جیمینی
جیمین : جانم
ات : یکم از اون موچی هات به منم میدی
جیمین : بیا همه مال تو
ات: مسیییی
ات : تهیونگ
تهیونگ : ججاااننن
ات : یا چرا داد میزنی
تهیونگ : ببخشید جانم
ات : من شیر توت فرنگی می خوام
تهیونگ : تو یخچال داریم
ات : برام میاری
تهیونگ : هییی ، باشه
ات : کوکی جونم
کوک: باز چی می خوای
ات: یا چرا اینجوری میکنی
کوک: چون هر موقع یک چیزی ازم می خوای این جوری صدام میکنی
ات: یااااااا
کوک : غلط کردم جانم
ات: برو برام شکلات با لواشک و آلوچه بگیر
کوک : احیانا چیز دیگه ای نمی خوای ، به خدا همه ی پولام دارن تموم میشن
ات: کککووووککک
کوک : من رفتم
خوب اینم تموم شد اگه درخواستی دارید بگید 💗🎀
وقتی حامله ای و ویار می کنی
ات : نامجون
نامجون : جانم ات (خواب آلود )
ات : خوب راستش
نامجون : گشنته
ات : آره
نامجون : هوف ، باشه ( و به سمت آشپز خانه میرود )
ات : جینااااااا
جین: یااا، ات گوشم کر شد ، جانم بگو
ات: من هوس هندونه کردم
جین : یا ، تو فصل زمستون هندونه از کجا بیارم
ات : من نمیدونم از هر جا که می خوای
جین : هی باشه برم ببینم اگه بود میخرم
ات : یونگی
یونگی : جان باز چی می خوای
ات : من نارنگی می خوام
یونگی : همین دیروز خریدم همه رو خوردی
ات : 😁😁
یونگی : باشه
ات : هوسوک من
هوسوک : جان
ات : من آووکادو می خوام
هوسوک : ات عزیزم تو ، توی عمرت حتا یک بارم آووکادو نخوردی چجوری الان هوس کردی
ات : مشکل همین جاست
هوسوک : باشه
ات : جیمینی
جیمین : جانم
ات : یکم از اون موچی هات به منم میدی
جیمین : بیا همه مال تو
ات: مسیییی
ات : تهیونگ
تهیونگ : ججاااننن
ات : یا چرا داد میزنی
تهیونگ : ببخشید جانم
ات : من شیر توت فرنگی می خوام
تهیونگ : تو یخچال داریم
ات : برام میاری
تهیونگ : هییی ، باشه
ات : کوکی جونم
کوک: باز چی می خوای
ات: یا چرا اینجوری میکنی
کوک: چون هر موقع یک چیزی ازم می خوای این جوری صدام میکنی
ات: یااااااا
کوک : غلط کردم جانم
ات: برو برام شکلات با لواشک و آلوچه بگیر
کوک : احیانا چیز دیگه ای نمی خوای ، به خدا همه ی پولام دارن تموم میشن
ات: کککووووککک
کوک : من رفتم
خوب اینم تموم شد اگه درخواستی دارید بگید 💗🎀
- ۱۱.۵k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط