#Horror_Story_Time

این عکس از یکی از تیمارستان های متروک ،
در آمریکا گرفته شده است .
این زن و مرد ،
به همراه یکی دیگر از دوستانشان که ،
عکاس این عکس است ،
داوطلبانه و برای کنجکاوی ،
قصد ورود به این تیمارستان را داشتند ،
که قبل از ورود دوستشان ،
یک عکس از آنها‌جلوی درب تیمارستان میگیرد .
آنها وارد تیمارستان میشوند
و شب را در آنجا میگذرانند .
هنگام خروج ، آنها فضای تیمارستان را بسیار خوفناک تعریف کردند .
آنها میگفتند : نیمه های شب صدای گریه کودکی را میشنیدیم ،
صدای جیغ و فریاد به گوش میرسید و چند بار شخصی به کمر من زد
و هنگامی که برگشتم کسی پشت من نبود .
چند بار به وضوح دیدم که شخصی روی تخت خوابیده است ،
اما جلو تر که رفتم کسی نبود .
درها باز و بسته میشدند
و ما چندبار پشت درها ماندیم
و از ترس فقط جیغ میزدیم .
آنها عکس های زیادی ،
از داخل این تیمارستان گرفتند ،
اما در هیچکدام نکته خاصی ندیدند .
جز این عکس .
در این عکس انها دلیل تمام این اذیت هارا میفهمند .
البته آنها جریمه نقدی ،
به علت ورود به یک مکان پلمپ شده
را بعد از نقل این داستان در فضای مجازی پرداختند ،
اما بیشترین جریمه انها ، افسردگی شدید عکاس ، این عکس بود ‌.
دیدگاه ها (۷)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚2 𝗽𝗮𝗿𝘁 ³---ویو: آراساعت...۸:۴۷ شبمحوطه...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

پارت ۱

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

پارت ۸: حصارِ نامرئیوقتی چشم‌هایِ ا.ت باز شد، اولین چیزی که ...

کامنت بزار تا جایی که میتونی

فاصله یک لبخند تا جنون

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت هــفتم 𓆪 🖤🥀ساعت از سه...

پارت اول راز خون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط