یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل
"یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل "
پارت 5
یاشا : راستی دازای تو موهبت داری اگه درست یادم باشه
دازای : اره
یاسا : اره یادمه وداساکو بهم گفتش فکر کنم ... ام موهبتت خنثا کردن موهبتای دیگرانه درست کفتم
دازای : اره انگار وداساکو زیاد دربارم باهات حرف زده
یاسا : اره اخه ادم جالبی هستی
همیشه میگفتش منم تو شبیه همین دوتا روانی که خیلی بچه بازی در میارن ولی خیلی قوی و پر رمز و زارن
دازای : عه جالبه
تو چی تو موهبتی داره
باسا : امم ... بیخیال وداساکو بهت عتماد داشته پس منم بهت عتماد دارم
موهبت من چشم سومه
دازای : وات این چه موهبتی چیزی دربارش نمیدونم
یاشا : حقم داری بزار بگم
از اول فردی که موهبت دار بود تا الان افراد کمی یک موهبت خاص دارن
به نام چشم سوم
این موهبیت میتونه موهبتای دیگرانو کپی کنه و با قدرت بیشتی فرد خاص میتونی استفاده کنه
و میتونه تمام موهبتای کپی شده رو ذخیره کنه
دازای : پشمامممم
وایستا یک جا قبلا خوندم که کسایی که این موهبتو داره یک ویژگی ظاهری از یک حیوان دادن الان یادم امد
مال تو چی
یاسا : خب در واقه مال من باله (ای جاننن)
دازای : واای چه جالبببب
وقتی اینو کفتم گارسن سفارشارو اورد و بعدشم یک لبخند زد و
گارسون : جسارتو منو ببخشد ولی باید میگغتی که جقدر شما شبیه سغاریاتون هستید مثل نسکافه و کارامل با اجازه
گارسون رفت و یاشا رفت تو فکر
یاسا : پشمام راست میگه
دازای : اره
یک نگاه به یاشا انداختم
دازای : ولی راست میگه موهات و چشمات مثل کارامل رنگ لباستم که کاراملی
یاسا : توهم همینطور کت نسکافه با موهای قهوه
خیلی ترکیب جالبه و در عین حاا جذابین
دازای : ارادت دارین بانوی من
یاسا : ولی خب ... اینا رنگ موهام و چشمام نیستن
ابنا ...
(مبگن طرف کرم کون دارن قشنگ منو میکننن جای مهم تموم کردم )
پارت 5
یاشا : راستی دازای تو موهبت داری اگه درست یادم باشه
دازای : اره
یاسا : اره یادمه وداساکو بهم گفتش فکر کنم ... ام موهبتت خنثا کردن موهبتای دیگرانه درست کفتم
دازای : اره انگار وداساکو زیاد دربارم باهات حرف زده
یاسا : اره اخه ادم جالبی هستی
همیشه میگفتش منم تو شبیه همین دوتا روانی که خیلی بچه بازی در میارن ولی خیلی قوی و پر رمز و زارن
دازای : عه جالبه
تو چی تو موهبتی داره
باسا : امم ... بیخیال وداساکو بهت عتماد داشته پس منم بهت عتماد دارم
موهبت من چشم سومه
دازای : وات این چه موهبتی چیزی دربارش نمیدونم
یاشا : حقم داری بزار بگم
از اول فردی که موهبت دار بود تا الان افراد کمی یک موهبت خاص دارن
به نام چشم سوم
این موهبیت میتونه موهبتای دیگرانو کپی کنه و با قدرت بیشتی فرد خاص میتونی استفاده کنه
و میتونه تمام موهبتای کپی شده رو ذخیره کنه
دازای : پشمامممم
وایستا یک جا قبلا خوندم که کسایی که این موهبتو داره یک ویژگی ظاهری از یک حیوان دادن الان یادم امد
مال تو چی
یاسا : خب در واقه مال من باله (ای جاننن)
دازای : واای چه جالبببب
وقتی اینو کفتم گارسن سفارشارو اورد و بعدشم یک لبخند زد و
گارسون : جسارتو منو ببخشد ولی باید میگغتی که جقدر شما شبیه سغاریاتون هستید مثل نسکافه و کارامل با اجازه
گارسون رفت و یاشا رفت تو فکر
یاسا : پشمام راست میگه
دازای : اره
یک نگاه به یاشا انداختم
دازای : ولی راست میگه موهات و چشمات مثل کارامل رنگ لباستم که کاراملی
یاسا : توهم همینطور کت نسکافه با موهای قهوه
خیلی ترکیب جالبه و در عین حاا جذابین
دازای : ارادت دارین بانوی من
یاسا : ولی خب ... اینا رنگ موهام و چشمام نیستن
ابنا ...
(مبگن طرف کرم کون دارن قشنگ منو میکننن جای مهم تموم کردم )
- ۹.۵k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط