#در‌باب‌فنجانی‌عشق 💓🔒

#در‌باب‌فنجانی‌عشق 💓🔒

چقدر دلم می‌خواهد به اولین روزی برگردم
که روح آسیب‌دیده و زخمی‌ام را
برای نخستین‌بار از پسِ اقتداری که تحسینش می‌کردی،
تکه تکه نشانت دادم
و تو چه مهربانانه نوازشم می‌کردی
تا احساس امنیت کنم و آرام‌تر شوم.
تو وادارم می‌کردی از دردهای ته‌نشین شده
و زخم‌های کهنه‌ام حرف بزنم.
می‌گفتی باید با آسیب‌های گذشته کنار آمد،
حتی اگر لازم باشد موقع باز آفرینیِ رویدادها در ذهنت،
دیوانه‌وار احساس عذاب کنی.
باید بپذیری، کنار بیایی
و از ذهن و روانت بیرون‌شان بریزی.
دقیقا همان‌جا،
تو حواست نبود و من داشتم عاشقت می‌شدم.
همان‌‌جا که حتی زخم‌ها و
کاستی‌های مرا دوست داشتی،
بخش‌های سرکوب شده‌ی وجودم را،
زخم‌های عمیق کودکی‌م را،
و لبخندهایی که فکر می‌کردم
هیچ‌کس دوستشان نخواهد داشت.

👤#نرگس_صرافیان_طوفان❣
#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه_ها
#خاص #دلنوشته #عشق_جان
#دلبرانه # ویسگون
دیدگاه ها (۰)

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

#دوپارتیهیونجین/ا.تP:2تو اون شب...آسمون تنهات نزاشت. آسمون ه...

**پارت ۸**صدای برخورد بدنت با تشکِ نرمِ تختِ اتاق امن، تنها ...

تک پارتی از جیکغروب بود و پارک تقریباً خلوت شده بود. تو و جی...

dark life = 38

ببین #نتانیاهو داره دست پیش می گیره, که پس نیوفته !!!همون سی...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐عصر همون روز، طبق آدرسی...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط