#متن_خودم

#متن_خودم
#کاش_اندروید_ها_نبود💔 :
کاش میشد،دل از این اندروید ها و b612 ها کشید..
پول موبایل مان را هم روی همان پول های قلک پلاستیکی می‌گذاشتیم و یک دوربین درست و حسابی میخریدیم❤
روی شانه هایم می انداختم و زیر چادر سیاهم جایش را دنج میکردم ...
هر از گاهی پزش را به این آدمهای اطراف که مثل پروانه دور اندروید شان میگشتن میدادم ..
می گفتم ببینید چه با صلابت است همراه من..❤
با خیال راحت هرچه را میخواستم ذخیره میکردم در حافظه اش..
دلم هم غصه این را نمیخورد که قرار است روزی از دستم برود. .
آخر از هر ماهم نوار پر شده از به وقت سبک خاطره ام را میبردم چاپ خانه و با ذوق منتظر امدنشان میشدم..
خوشحال و خندان می امدم می‌گذاشتم درون ورق های آلبومم و هی قربان صدقه شان ❤ میرفتم. .
و نازشان میکردم...
و منتظر از سوژه های بعدی زندگی ام می بودم ..
که همیشه از خدا پر بود...❤
#mazhabi78
دیدگاه ها (۹)

﷽🔴یکی از دوستان تعریف کرد:خواب دیدم زمینی حمله کردن تو خیابا...

🎥نقی معمولی روی هما سعادت خیلی بیشتر غیرت داشت در پایتخت، تا...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

پارت ۴ ویو ا.ت چند ساعت از لحظه ای که فهمیده بودم باردارم گذ...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط