{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍓 وی‌لایو بی‌‌تی‌اس ~

🍓 وی‌لایو بی‌‌تی‌اس ~


" یونگی: روز سوم چطور؟!
کوکی: نه بعد از اینکه دکمه‌هامو بستم اونجوری شد...
مونی: من قبل از اینکه بریم رو استیج دیدمش و دیدم هی اینجوری داره باهاش ور میره و درشون میاره
کوکی: وااای اینجوری شایعه درست میکنیااا
یونگی: هی ، روز سوم قبل از اینکه بری بهت گفته بودم روغن بمالی بدنت
کوکی: من همیشه اینکارو میکنم
مونی: نه ولی چرا؟؟ چراا؟؟ مگه میخوای استیک کباب کنی؟؟
کوکی: نه نه باباااا خب من سر اجرای فیک لاو لباسمو میدم بالا دیگه
جیمین: بیاید شایعه درست کنیم
یونگی: واقعا روغن مالید به خودش
جیمین: نه ولی تو بک استیج ، اینجوری میکرد هی ، هی تو آیینه به خودش نگاه میکرد
کوکی: نمیتونم نگاه کنم؟!
یونگی: بخاطر این بود که موقع تایم استراحت داشتی کلی شنا میرفتی ها ؟؟
ته‌ته: به نظرم اگه یه روز لخت اجرا کنی خیلی خوب میشه
مونی: موقعی که داری اینجوری میکنی واااای
جیمین: دیگه اگه اینکارو بکنی طرفدارا نمیتونن سرجاشون بشینن و صندلی رو پرت میکنن کنار و یه عالمه صدا از دهنشون درمیارن
کوکی: (به حرف ته‌ته که گفت لخت بشه و اجراکنه) نه نه من نمیتونم انجامش بدم ، هنوز آمادگیشو ندارم
یونگی: من نمیتونم حین کنسرت ببینم... جونگ‌کوکا این دیگه برامون زیادی خوبه..
کوکی: براتون خوبه؟؟ برو بریممم "



#Info
╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌❥
دیدگاه ها (۰)

پارت آخر( چقدر زود تموم شد 🥲)سه سال بعد جیمین و یونگی الان س...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : سوم » جیمین بیدار شد . با دیدن اینکه...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط