{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر( چقدر زود تموم شد 🥲)

پارت آخر( چقدر زود تموم شد 🥲)

سه سال بعد

جیمین و یونگی الان سه ساله که باهمن و هر روز بیشتر تر از دیروز عاشق هم میشم



جیمین: امم الان سه سال از اولین باری که یونگی دیدم میگذره کی فکرش میکرد آخرش اینطوری تموم بشه؟ ولی من اصلا پشیمون نیستم بلکه بنظرم این بهترین کاریه که میتونستم انجام بدم من واقعا عاشق یونگی هستم


یونگی: انروز سومین سالگرد منو جیمین حتما فکر میکنین که عشقمون کمتر شده ولی این درست نیست ما هر روز بیشتر عاشق هم میشین من بیشتر تر عاشق این جوجه گوگولی بامزه کنارم میشم و خوب باید بگم که دیگه داستان ما تموم شده و باید بریم بایی



نویسنده: این رمانم تموم شد امیدوارم دوسش داشته باشین و اگه بخوام درمورد پیام این رمان بگم اینکه کسی که واقعا عاشق شما باشه همه کار میکنه غیر ممکن براش وجود نداره برای همتون آرزو میکنم همچنین فردی پیدا کنین ✨️🫂🌷
دیدگاه ها (۲)

نوزدهم جیمین: اممم خوب اون اینجا نیست اون یه انسانه پری اا: ...

پارت هجدهم دو روز بعد امروز روز عروسیهجیمین: خدایا چیکار کنم...

پارت ۷ "اخر"یک ماه بعد_نویسنده کارن:یک ماه از اون موضوع گذشت...

پارت هفدهم تصمیم رهبر پری ها: این بود که جیمین با دخترش که ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط