تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آید

تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید …

نشستم، باده خوردم، خون گرِستم، کنجی افتادم
تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید

توانم وصف مرگ جور و صد دشوارتر زان، لیک
چه گویم جور حسرت چون به گفتن در نمی آید؟

چه سود از شرح این دیوانگی ها،بی قراری ها ؟
تو مه، بی مهری و حرف منت باور نمی آید …

ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای زلف
که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمی آید

دلم در دوریت خون شد، بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر! نمی آید؟
دیدگاه ها (۱)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

تو را با غیر می‌بینم، صدایم در نمی‌آیددلم می‌سوزد و کاری ز د...

تو را با غیر می‌بینم، صـدایم در نمی‌آید دلم می‌سوزد و کاری ز...

تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز د...

تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز د...

دلم می‌سوزد و کاری ز دستم بر نمی‌آید😭 🔹🔹🔹🔹🔹🔹

oo:oo#دلم_میسوزد_و_ڪارے_....تو را با غیر می بینم،صدایم در نم...

تو را با غیر می‌بینم، صدایم در نمی‌آیددلم می‌سوزد و کاری ز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط