{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را با غیر می‌بینم، صـدایم در نمی‌آید

تو را با غیر می‌بینم، صـدایم در نمی‌آید
دلم می‌سوزد و کاری ز دستم بر نمی‌آید

نشستم، باده خوردم، خون گریستم، کنجی افتادم
تحمّل می‌رود امّا شبِ غم سر نمی‌آید

توانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان لیک
چه گویم جور هجرت، چون به گفتن در نمی‌آید

چه سود از شرح این دیوانگی‌ها، بی‌قراری‌ها؟
تو مه، بی مهری و حرف منت باور نمی‌آید

ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای زلف
که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمی‌آید

دلم در دوری‌ات خون شد، بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی‌آید

#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۱)

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

دلم می‌سوزد و کاری ز دستم بر نمی‌آید😭 🔹🔹🔹🔹🔹🔹

تو را با غیر می‌بینم، صدایم در نمی‌آیددلم می‌سوزد و کاری ز د...

oo:oo#دلم_میسوزد_و_ڪارے_....تو را با غیر می بینم،صدایم در نم...

استوری عاشقانه پرواز همای

تو را با غیر می‌بینم، صدایم در نمی‌آیددلم می‌سوزد و کاری ز د...

تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط