{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ...
دیدگاه ها (۱۲)

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۹و سوالی که برای با...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند...

💞 🍃 💞 🍃 💞 فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وا...

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

داستان کوتاه بزرگترین درس زندگی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد...

فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

پیری برای جمعی سخن میراند،لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط