{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیری برای جمعی سخن میراند،

پیری برای جمعی سخن میراند،
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند....
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه
میدهید؟
گذشته رافراموش کنید و به جلو نگاه کنید
دیدگاه ها (۳)

ابلیس

007-پنهان در مه - پارت ۹۷

پيری برای جمعی سخن میراند... لطيفه ای برای حضار تعریف کرد هم...

برای بدست هر چیزی باید تلاش کردپیری برای جمعی سخن میراند. لط...

پیری برای جمعی سخن میراند.لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.بعد از ل...

پیری برای جمعی سخن میراند.لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند...

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط