هیسسسسسس

هیسسسسسس
بیا یواشتر حَرف بزنیم
این ساعت معمولاًهمه خوابن
حتی بقالی ها دارن میبندن
صدایی اگه میشنوی از بیرون
سروصداهای قبل خوابه...
خب...
خوبی دلبرم؟
خسته نباشی :)
میگَم...
میدونی تمومه دلخوشیام شده
این ساعتایِ شب؟
وقتی برمیگردی از مغازه
وقتی خَسته ای
وقتی چشات دستورِ خواب بهت میدن و
من ذوق میکنم ازاینکه تا وقتی بسته بشن گوش میکنی به دونه دونه یِ حرفای من
میدونی این چیزارو؟
میدونی قبل تو ادما
"اومدَن"
"بودَن"
ولی
"رفتَن"
"نموندَن" ؟
میدونی روزیکه گفتی جز من دیگه هیشکیو دوس نداری
روزیکه گفتی "یا تو یا هیچکس!"
میدونی بند بنده وجودمو لرزوندی؟
میدونی وقتی تن یه دختر میلرزه چی میشه؟
اونجاست که یه تشابه اسمی هم میتونه خوردش کنه!
چه برسه به صدات ، به نگات ، به حرکت دستاو پاهات...
مَردِ تنهایی های من ؟
میدونی وقتی زنگ میزدی بِم ،
با انگشتام محکم میزو میگرفتم و
با دندونام محکم لبمو
تا نفهمی از ذوقِ شنیدن صدات چه بلایی داره سره قلبم میاد؟
یادته وقتی اولین بار میخواستم بگم دوستت دارم
ساعت ها تلاش کردم
تایپ کردم و پاک کردم
نفس عمیق کشیدم
اخرشم نوشتم
Ich liebe dich
یادته چقدر گشتی تا بفهمی به آلمانی نوشتم دوستت دارمو ...؟
میگم قهرمان من
اینارو همرو میدونستی و
اونجوری گذاشتی رفتی؟
میدونستی هنوز که هنوزه به امیده ماهِ من گفتنات چک میکنم این گوشیه لامصبو
اونوقت بم گفتی رابطت با من مثل بقیه ی دختراس؟
میدونستی واسه روز تولدت چند ساعت توی آشپزخونه کاسه بشقاب کوبیدم به هم
تا برات کیک درست کنم؟
که خامه های کیکو با ذوق بزنم تو صورتت؟
اگرم نمیدونستی عیبی نداره که!
هیچ عیبی نداره!
الان گوش کن
نمیشد اشتباهایِ قلبِ تازه کارمو ببخشی؟
نمیشد لااقل گوش کنی به حرفام؟
همدمِ من
برگردو بگو وقتی بهم گفتی من جوگیر بودم و
تو مثل بقیه ی دخترا بام بودی شوخی کردی
بگو وقتی گفتی کلی دختر بهتر از من هستن که بهت پا میدن، اذیت کردی
لنتی
حداقلِ حداقلش
برگردو بگو
اون روزامون دروغ نبودن
ادا نبودن
بزار فقط بتونم با خاطره هاش بگذرونم بقیه ی روزامو
همین...
دیدگاه ها (۶۰)

قلب من این تاریخ و یادته : ۱۳۹۹/۸/۱معلومه که یادته چون که هم...

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

همون شبساعت ۱۱:۴۱ دقیقه که گوشیم لرزید.<<بیداری ؟>>جواب دادم...

چند پارتی یونگی

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط